برای فردا

وبلاگ برای فردا گزارشی است به نسل آینده ایران زمین. سندی است از تلاشهای نسل امروز برای ساختن فردایی بهتر

گم کرده

مدتهاست که دلم به این دیوانگی عادت کرده؛ و چشمهایم چون کویری لم یزرع به امید بارانی، افقها را نظاره­گر است. مدتهاست خود را گم کرده و تنهایی چونان چنگال تیز بازی، جسم و روح خسته­ام را از هم می­درد. مهر سکوتی سنگین بر لبهایم جا خوش کرده.

اگر رقص گاه به گاه قلم نبود، نمی­دانم چه می­شد و چه چیز جایگزین زبان قاصر و الکنم می­بود.

گاهی چونان طفلی لبریز از شور و شوقم و گاهی تهی از هر احساس،

نمی­دانم دردمندم یا غمگین، چه هستم نمی دانم، کدامینم نمی دانم.

 

 ف. ولی پور (شهریور 85)

  
نویسنده : برای فردا ; ساعت ۱٢:٥٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/۳/۱٠
تگ ها : عمومی
comment نظرات ()