این کارمندهای دولت هم مخلوقات عجیبی هستند.  همیشه آه و ناله می کنند که پول نداریم. بدبختیم. بیچاره ایم.  هر وقت باید یک پولی مثلا بابت قند و چایی و یا مثلا عیدی مستخدمین و ... بدهند چنان گدابازی در میارن که بیا و ببین.  اما تا بحث خرید زمین و واگذاری مسکن و شرایط اینچنینی پیش میاد، نمی دونم از کجا این همه پول میارن و قسطهای یک میلیونی میدن!!!

مدیرهای دولتی هم دست کمی ندارند.  وقتی قراره یک کمکی به کارمندی بکنند، مساعده بدن. یا یک میلیون پول بدن که 17 تا طرح بلاتکلیف به سامان برسه، میگن نداریم بدبختیم، پول نداریم. شما ها در آمد زایی نکردین.... بعد یک دفعه می بینی بحث لب تاپ مدیریتی مینیاتوری که میشه دو میلیون میدن، دستور میدن برای اتاقشون در عایق صوتی بذارن خدا تومن! دستور میدن اتاق شورا رو کاغذ دیواری شکلاتی کنند که این درهای قهوه ای عایق تو چشم نخورند و خوب صندلی سبز که به این مجموعه نمی اد باید همش قهوه ای بشه و ....  حالا بیا و ببین موقع دادن دوزار اضافه کار به پرسنل چه ها که گفته نمیشه....

 

حالا من غر میزنم، منصف که باشم مدیر خوبی داریم.  حیف که بین کارمندها مشهورند به گاو نه من شیر بودن!!!!

 

مردم عقلشون به چشمشونه. مردم که میگم خودم هم جزوشونم. خوب شما هم باشین یک مدیر رو تو یک قصر بیشتر تحویل میگیرین یا یک مدیر مردمی رو، تو یک اتاق فسقلی درب داغون؟!متفکر