یه روز یه کشیش به یه راهبه پیشنهاد می کنه که با ماشین برسوندش به مقصدش …

راهبه سوار میشه و راه میفتن …

چند دقیقه بعد راهبه پاهاش رو روی هم میندازه و کشیش زیر چشمی یه نگاهی به پای راهبه میندازه …

راهبه میگه: پدر روحانی ، روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار… !

کشیش قرمز میشه و به جاده خیره میشه...

چند دقیقه بعد بازم شیطون وارد عمل میشه و کشیش موقع عوض کردن دنده ، بازوش رو با پای راهبه تماس میده …!

راهبه باز میگه: پدر روحانی! روایت مقدس ۱۲۹ رو به خاطر بیار!!!

کشیش زیر لب یه فحش میده و بیخیال میشه و راهبه رو به مقصدش می رسونه …

بعد از اینکه کشیش به کلیسا بر می گرده سریع میدوه و از توی کتاب روایت مقدس ۱۲۹ رو پیدا می کنه و می بینه که نوشته:

به پیش برو و عمل خود را پیگیری کن … کار خود را ادامه بده و بدان که به جلال و شادمانی که می خواهی میرسی !!!

نتیجه اخلاقی: اگه توی شغلت از اطلاعات شغلی خودت کاملا آگاه نباشی، فرصتهای بزرگی رو از دست میدی!!!