دیروز رفته بودیم نمایشگاه کتاب.  امسال هم مثل پارسال نمایشگاه تو مصلا است.  صبح پدر گرامی من رو رسوندند جلوی نمایشگاه، عصر هم با ماشین بخش اومدم تا میدون شهرک غرب.  

 

امسال اوضاع خیلی خیلی بهتر از سال گذشته بود.  بانک صادرات انگار کارشو بهتر از بانک رفاه انجام میده.  شاید هم ما اول وقت رفته بودیم هنوز شلوغ نبود، نمی­دونم! به هر حال عملاً نه در بانک و نه در انبار تحویل کتاب، معطل نشدیم.  امسال 10-15 تومن اضافه­تر از کارت هم می­دادند و خیلی سخت­گیری نمی­کردند.  تابلوهای راهنمایی خیلی بیشتر از سال پیش بود و جاهای مناسبی نصب شده بودند. خیلی راحت میشد سالن­ها و در هر سالن غرفه مورد نظر رو پیدا کرد.  بر عکس پارسال، امسال کلی نیروی امدادی و آتش نشانی و پلیس و گشت امدادی و البته گشت ارشادی!!!! حضور داشتند.  اگه اغراق نکرده باشم به ازای هر 7-8 نفر بازدید کننده یک مامور بود که خیلی خوب بود.  البته غرفه­دارها و بازدید کننده­ها می­گفتند خلوتی امروز عجیبه! به هر حال خیلی بهتر از سال گذشته بود.  دستشون درد نکنه. 

 اخبار رو که می­ خوندم گله کرده بودند از سانسور کتاب­ها و جمع­ آوری یک سری از کتاب­ها و ... راستش چون به حال من فرقی نمی­کنه، برام این حرف­ها اهمیتی نداشت.  رویهم رفته خوب بود.