دانشجویی که قراره فوق لیسانس یا دکترا بگیره، اما هنوز مبانی کار در آزمایشگاه و به خصوص کار در محیط­های عمومی رو بلد نیست و نمی­تونه کار کردن همزمان یک دانشجوی دیگه رو که مستلزم کم کردن فضای کاریشه، تحمل کنه، چه جور دانشجوییه؟! 

 کاش اساتید راهنما یک کم وقت میگذاشتند و درباره اصول کار و رفتارهای سنجیده اجتماعی و آدم بودن!!! هم برای دانشجوهاشون توضیح می­دادند.

 فکر می­کنم بزرگترین تفاوت فارغ التحصیل­های دانشگاه آزاد و سراسری همین تغییر تفکر و یادگیری مهارت­های زندگی اجتماعی است.  محیط دانشگاه، باید مشابه­سازی جامعه بزرگتری باشه که دانشجو بعد از فارغ التحصیلی قراره واردش بشه و مثلاً تحصیلکرده و روشنفکرش باشه (مدینه فاضله رو بی­خیال میشیم!).  دانشگاه که دبیرستان نیست... خیلی بده که بعضی فارغ التحصیل­های مقاطع تحصیلات تکمیلی ما شعور اجتماعی­شون در حد صفر باشه!