یا پول میدی یا میمیری!!

وای خدا سر و کار هیچ بنی بشری رو به بیمارستان نندازه.  سیستم درمانی کشور بدجوری آشفته است.  تازگی تقریباً هر کی رو می­بینم که بیماری رو داشته یا یکی از بستگانش فوت کرده همینو میگه.

هزینه دوا و درمان وحشتناک بالا رفته.  میشه گفت درمورد بیماری های خاص، سرطان و اینجور بیماری های مزمن خانواده های فقیر بیمارشون رو با کلی دریغ و افسوس از دست میدند و خانواده های متوسط و متوسط بالا هم به زیر خط فقر می رسند.  اغراق نیست واقعاً به زیر خط فقر میرسند، فرش زیر پاشون که سهله کل خونه و زندگیشون رو می فروشند باز از پس هزینه آمپولهای چند میلیونی و عملهای آنچنانی بر نمی آن...

با اینکه تعداد پزشکها و پرستارها لااقل تو تهران به نظر خیلی کم نمیآد اما همه شاکی اند که تو بیمارستانهای خصوصی اصلاً پزشک معالج بیمارشون رو نمی بینند و تو بیمارستانهای دولتی به طرز بسیار فجیعی و در بیمارستان خصوصی یک کم کمرنگتر اصلاً پرستارها به وضع بیمارها نمی رسند.  هر کاری رو از خرید و تهیه دارو و وسایل لازم اتاق عمل گرفته تا جابه جایی بیمار و تعویض سرم و لگن گذاشتن و دادن دارو و ... باید همراه بیمار انجام بده!!! اگه اعتراض هم بکنی میگن که ما نمیتونیم کاری بکنیم باید بیمار همراه داشته باشه!!! البته معلومه که امکانات رفاهی برای همراه بیمار هم وجود نداره.  تو مدتی که کسی بستری میشه باید بچه هاش و دوست و آشنا شیفتی بیان همراهش بشن که احتیاجات بیمارستان رو برآورده کنند!! آخه مگه همراه بیمار متخصصه که ازش میخوان سرم رو تنظیم کنه و تعویض کنه و از این جور کارها؟!

تقریباً هر کی رو در یک سال اخیر دیدم که عزیزش فوت کرده معتقده علت فوت اشتباه دکترها و پرستارها بوده!! از نرسیدن به موقع دکتر و وقت تلف کردن برای عمل جراحی گرفته تا تزریق داروی اشتباهی و اوردوز شدن بیمار به خاطر اینکه دو تا پرستار بی خبر از هم به بیمار آمپول مشابهی رو زدند و عفونتهای بیمارستانی شدید و ... و همه تعجب میکنند که بیمارمون با حال عمومی خوب و عمودی کامل رفت در عرض یکی دو روز فوت کرد.  و لعن و نفرینه که نثار جامعه پزشکی میشه.

تو یکسال اخیر من خیلی شاهد لعن و نفرین مردمی بودم که عزیزانشون رو بعد از بستری شدن در بیمارستان یا مراجعه به پزشک از دست دادند.  همه می گن که کادر درمانی و پزشکها به خصوص پزشکهایی که کار یدی میکنند مثل جراحها و اورتوپدها بدجوری پولکی شدند و معیار انجام عملیات پزشکی براشون درآمد حاصله شده!

بیمارستانهای خصوصی هم شگردهای خودشون رو دارند.  تا وقتی خانواده بیمار تحمل داشته باشند بیمار رو در بیمارستان نگه می دارند اما اگه دیدند که بیمار رفتنیه به بهانه های الکی بیمار رو رد میکنند تا در بیمارستانهای دولتی یا یک بیمارستان دیگه فوت کنه!  یکی دیگه از کارهایی که به شدت رواج داره اینه که به بستگان بیمار میگن که بیمارتون بهتره در بخش مراقبتهای ویژه بستری بشه، حالش برای اومدن تو بخش مساعد نیست و امکانات بخش مراقبتهای ویژه خیلی بیشتره. البته واضحه که برای هرشب خدا تومن پول میگیرند و بستگان بیمار هم برای اینکه بعدها عذاب وجدان نداشته باشند یا به هر طریق ممکن جون بیمارشون حفظ بشه به هر دری می زنند تا هزینه ها رو تأمین کنند؛ غافل از اینکه اونور در اتاق مراقبتهای ویژه هیچ فرقی با این ور درش نداره!!! و همه اون افه ها و دستکش و ماسک و ماسک اکسیژن و ... تا جاییه که بستگان بیمار می تونند ببینن!!!! 

برادر من پزشکه. در واقع الان رزیدنته.  حقوقش ماهی 240 تومنه که چند ماهه اون هم نگرفته.  نمی دونم این همه پول که میگن پزشکها در می آرند کجا میره؟!  اونها هم مشکلات خودشون رو مطرح میکنند. گاهی تو بیمارستان شیفت شب یک پرستار باید به ده تا بیمار برسه.  معمولا رو تختی که یک نوزاد رو باید بخوابونند سه تا رو کنار هم می خوابونند!!  امکانات ندارند و ...