این مادرها همه مثل همدیگه هستند.

پنجشنبه ناهار خونه آقای همسر دعوت داشتم. البته هدفم بیشتر دیدن مادر همسر گرامی بود و احوالپرسیشون. معمولا هر وقت من میرم یک خرده ریز هم براشون میبرم در حد اینکه دست خالی نرفته باشم. مادر آقای همسر هم معمولاْ یک کادو یا ترشی‌خونگی یا مربا و از این جور چیزها بهم میدند. پنج شنبه بهم یک اتوی مو (برای فر کردن و صاف کردن مو) دادند و توضیح دادند که این اتوی مو مال این سال و زمونها نیست اما نگهش داشته بودم که بدم به عروسم!

یادم افتاد که مادر خودم هم وقتی از مکه اومده بودند و سوغاتی ها رو توزیع می کردند یک سری پارچه حاشیه دار خیلی قشنگ هم گرفته بودند وقتی پرسیدیم این مال کیه؟ گفتند که این رو گرفتم برای عروسمون!! فکر کنم نزدیک بیست سال از اون موقع میگذره و هنوز این پارچه ها رو نگه داشتند برای عروسی که یک موقعی میاد تو خونمون!