من بودم گفتم داره بهار می‌آد؟!!

پریروز یکی از همکارام اومدند و گفتند که می‌خواهند مسافرت بروند، می‌شه براشون پیش‌بینی هواشناسی رو ببینم.  رفتم سایت یاهو نوشته بود شنبه برفی، یک‌شنبه کلی ابری! دوشنبه و سه شنبه آفتابی، چهارشنبه بازم برفی.  رفتیم سایت هواشناسی ایران، نوشته بود هوا کلاً ابریه، اسمی از برف نبود!  پریشب برف شروع کرد به باریدن و دیروز صبح که بیدار شدیم دیدیم کلی برف نشسته رو زمین.  من هم که دفعه قبل رفته بودم ومجبور شدم از وسط راه برگردم، و البته یکی دو هفته با سرما‌خوردگی دست به گریبان بشم، هر چی حساب کتاب کردم دیدم اصلاً یارای بیرون رفتن از خونه، و 60-70 کیلومتر تا کرج رفتن تو برف و سرما اون هم قبل از طلوع آفتاب رو ندارم.  به خودم مرخصی دادم.  ظاهراً کرج هم برف اومده.  تا ساعت 10 و نیم یک خواب اساسی کردم اما بعدش که بیدار شدم کلی دلم گرفت.  وای! این روزهای خوشی و بی‌مسئولیتی داره تموم می‌شه.  احتمالاً تا چند وقت دیگه من نمی‌تونم تا هر وقت که دلم خواست بخوابم و بعد بیدار بشم، چایی و صبحانه و ناهار آماده باشه و کلی تحویلم بگیرند و...

یکی نیست بگه بیکار بودی؟! داشتیم زندگیمونو می‌کردیم ها!!