نفر اول: اینجا خیلی تاریکه.  من از تاریکی می‌ترسم.

نفر دوم: تاریکی که ترس نداره.  تو تاریکی هیچ چیز عجیبی نیست.

نفر اول: می‌دونم. اما من از تاریکی می‌ترسم.

نفر دوم: ترستون بیمورده.  تاریکی فقط فقدان نوره.  تو محیط تاریک هم همون چیزهایی هست که تو روشنی بوده!

نفر اول: می‌دونم.

نفر دوم: پس تاریکی ترس نداره.  نباید نگران بود.  از نظر فلسفه فلان و بهمان به جای ترس از تاریکی باید باور کرد که تاریکی هم یکی از صور کائناتیه! باید باهاش راحت برخورد کرد.  نباید وجودش آدمو آزار بده.  باید قبولش کرد.  باید پذیرفتش. نباید.....

نفر اول: می‌دونم.  اما من از تاریکی می‌ترسم.  میشه یک کاری بکنیم اینجا تاریک نباشه؟

نفر دوم: نه! چون از نظر فلسفه فلان و بهمان تاریکی ترس نداره!

 

***) جای این همه فلسفه بافی نمیشد یک چراغ روشن کنند؟!