در حال حاضر بخش عمده واحدهاي كشاورزي و غذايي كشور قالب نظام دهقاني دارند و بخش بسيار كمتري نيز تجربيات انقلاب سبز و پس از آن را پشت سر مي‌گذارند.  مشخصه کشاورزی دهقانی، تولید در مقیاس کوچک، بهره­وری پایین و سطح پایین برنامه­ریزی آن است.  کشاورزی دهقانی به دلیل نوع تفکر حاکم بر آن قادر به تولید انعطاف­پذیر نیست و به همین دلیل اعمال سیاست­های اصلاح گرایانه در آن بسیار بطئی است.  همچنین قابلیت تولید بازار­محور و بنابراین کالاهای غذایی با ارزش، با هدف تأمین بازار و به ویژه بازارهای دور را ندارند.  در نظام دهقاني فراوانی جمعیت و اعمال قوانین ارث در تقسیم ترک موجب کوچک شدن سرانه مداوم زمین شده است.  در بسیاری موارد مالکیت قانونی و موروثی شرایطی را فراهم آورده که صاحب زمین هرگز در چرخه تولید حضور پیدا نکرده و کسانی بر روی زمین فعالیت می­نمایند که هدف نهایی آنها برداشت بیشتر از زمین حتی به قیمت نابودی عرصه تولید است.  بخش­هاي پيشرفته­تر كشاورزي نيز متأسفانه دچار معضل توجه صرف به كميت توليد هستند.  اصولاً در انقلاب سبز که با هدف افزايش كمي توليد محصولات اتفاق افتاد، از ابزارهاي كود و سموم دفع آفات و غيره استفاده می­شود و به­دليل تفكر حاكم، ضايعات بيش از حد معمول است.  در نتيجه مشاهده مي­شود كه كالاي كميت محوری مانند گندم بيشترين توجه را در توليد و عرضه به خود معطوف كرده‌ و در مقابل توليد كالاهاي كيفي و با ارزش، كمتر مورد اهتمام قرار مي­گيرد.