وقتی می­دونی باید کی باشی و کجا

ولی نمی­دونی کی هستی و کجا

 

وقتی می­دونی باید چی باشه و کجا

ولی نمی­دونی چی هست و کجا

 

وقتی می­دونی باید به چی عقیده داشته باشی!!

ولی نمیدونی اونی هستی که باید بهش عقیده داشته باشی یا نه

 

وقتی می­خوای اونی باشی که میگن!! باید باشی

ولی نمی‌شه اونی باشی که باید باشی، اما فکر می­کنی که هستی

 

وقتی امور کائناتی و زمینی هم عرض میشن

وقتی می­دونی که باید به قانون کائنات ایمان داشته باشی

ولی می­دونی که زمینی هستی و اسیر امور زمینی

 

وقتی اونی نمیشه که باید بشه،

               اما فکر می­کنی که شده

                            به خاطر اینکه شما اونی هستی که باید باشی (حالا هستی مگه؟!)

 

یک جورایی پارادوکس داری!!!