دیروز جلسه ای برای آشنایی با دین مندائی در موسسه گفتگوی ادیان برگزار کردیم. قبل از جلسه کلی آدم زنگ زدند که در ترافیک غیر عادی دیروز که در سطح شهر به ترافیک پوتین معروف شده بود، گیر کرده اند و نمی توانند شرکت کنند. با اینکه تشریفات پوتین در سعد آباد انجام می شد، ولی خیلی فشار همان محدودیتها روی بقیه نقاط شهر سرریز شده بود. این استقبال از پوتین در سعد آباد، مثل سایر شعارهای اولیه انتخاباتی مثل پرواز با هواپیمای غیر اختصاصی، صرفه جوئی، کم کردن سفرهای خارجی که همه فراموش شدند و البته از اول هم معلوم بود که عملی نمیشوند، دچار شد. واقعا هم چاره ای جز این کارها نیست. آن شعارهای اولیه جوزدگی بود.

سفر پوتین البته در این شرایط یک سفر تاریخی و مهم تلقی و موفقیت سیاسی برای دیپلماسی ایران است و برای ایران و روسیه مهم است. حداقل انتظار ایرانی از سفر  این است که در مذاکرات اصلی روسیه تعهد کرده باشد که قطعنامه ی سوم تحریم را وتو کند. والا اگر روسیه مثل دفعات قبل در نهایت رای به تحریم دهد، این سفر بدلیل آنکه روسیه میتواند تنها پیام آور غرب به ایران باشد، تنها قیمت روسیه را برای گرفتن باج بیشتر از غرب زیاد می کند و به نام ملت ایران، دولت روسیه مثل همیشه به کام بیشتری می رسد. آنچه این سفر را برای ملت ایران میتواند موفق جلوه دهد، کم کردن فشار جهانی علیه ملت ایران است. در خبرهای رسمی چیزی از این نوع موفقیت که سود آن برای مردم است، نبود. راستی نوشتن در مورد دین مندائی و جلسه دیروز سر از پوتین و سفرش در آورد. فردا در آن مورد مینویسم.

 

در دوران آقای خاتمی یک کاریکاتوری را به اقای خاتمی نشان دادند که با آقای پوتین دست میداد و پوتین برای معرفی خودش  گفته بود پوتین از روسیه و آقای خاتمی هم گفته بود نعلین از فیضیه. خیلی خندید. اینم همین جوری!

از وبلاگ وب نوشته ها-آقای ابطحی(+)

** آخ آخ آخ!‌من هم دو روز تو این ترافیک «حاج ولادیمیر» گیر کردم. حالم اساساْ جا اومد.