تصوف یا درویشی دین وایدئولوژی نیست ، درویشی علم نجات بشریت وانسانیت است ، علمی است که هر انسانی الفبای آن را درفطرت خویش داراست . درویشی وعرفان علم به تعادل رساندن وبیداری کلیه ابعاد فطرت وهماهنگ نمودن وحرکت آن از واقعیت وکثرات توسط عقل واراده کمال جو به سوی وحدت کل وحقیقت وجود است. درویشی وعرفان تحقق عملی پندارنیک، کردار نیک وگفتار نیک است. تصوف ، اصلاح خیال وظهور حقیقت است . درویشی عاشقی وعلم عشق ورزی وراه رسیدن به معشوق حقیقی است. وازآن روی که حقیقت ولایت ودرویشی به گفت نمی آید همچون روح بدنبال کالبدی برای ظهور خویش می گردد. هرمکتبی به آن اندازه که بتواند حامل نکته ای ونشانه ای ازاین روح باشد به خویش حقانیت می دهد. به بیان دیگر هر مکتبی که توانسته کمیتی از انسانها را به راه خویش کشاند بی شک حرفی یا کلامی یا عبارتی را ازاین دریای بیکرانه تصوف یا قرض گرفته یا دزدانه تقلید نموده است پس عامل جذابیت در کلیه مکاتب از تصوف و عرفان است.

باید همراه زمان حرکت نمود وخودمان را باور کنیم . وسرمایه ای را که به ما عنایت فرموده است پاس بداریم وبدستورات در شکل فردی وجمعی عمل نمائیم واعتلای تصوف را وجهانی شدن آن را هدف حرکت اجتماعی مان قرار دهیم. بزرگانی که دست پرورده این علم وبینش اند همچون مولانا ، سعدی ، حلاج ومشتاق وعین القضات وعطار ومحی الدین عربی وسهروردی با هدف نجات بشریت درجهت بالندگی واعتلای درویشی وتصوف ازمرزهای ترس وسکون وسکوت ومماشات گذشته وتارهای عنکبوتی اوهام وخرافه را گسسته اند. گاهی باشعر وادبیات ، گاهی با فلسفه وحکمت وگاهی هم با سرخ نمودن دار غاصبان دین، عرفان را به تمام انسانهای زمان خود وبعد ازخود معرفی نموده اند. باید به وظایف ومسئولیتهای خود دراین راه آشنا بوده ،شرایط زمان ومکان را درک نموده ودرحد توان واستطاعت درجهت تحقق اراده حق واولیاء او سعی وتلاش نمائیم. دراین راستا با بضاعت ناچیز خود به دنبال آن هستیم که الفبای عرفان حقیقی ومبانی پنهان شده آن را که بدست متحجران وغاصبان دیانت درطول تاریخ انجام گرفته مطرح نموده وخورشید حقیقت را وراه اولیاء را برخداجویان یکتاپرست روشن سازیم. وازیاران وعزیزان ایمانی تقاضای همکاری وکمک داریم.

سؤال : آیا نظام جمهوری اسلامی با دراویش سلسلة گنابادی مخالف است ؟

جواب : هر نظام حکومتی ،که بر خواسته از رأی مردم باشد نسبت به آحاد ملّت مسئولیتهائی دارد و مردم نیز به نظامی که خود تعیین نموده اند تعهداتی دارند . حوزه این مسئولیتها و تعهدات را قانون معیّن می نماید وقانون نیز توسط نمایندگان مردم به تصویب می رسد.بر اساس قانون اساسی و کلیه قوانین جاری مملکتی ، درویشی و درویش بودن جرم نمی باشد . بنابراین بر اساس قانون ، كليت نظام هیچگونه مخالفتی بادراويش سلسله گنابادی ندارد و دراویش شهروندان این مملکت بوده و مانند تمامی اقشار مردم در حمایت قانون می باشند . اگر بعضی از مسئولین ، احیاناً مخالفتی با سلسله ما داشته باشند موظفنددر چهار چوب قانون حرکت نمایند و اگر از قانون تخطی نمودند مرتکب جرم خواهند شد . و باید جواب گو باشند. مسئولینی که برای پیشبرد اهداف شخصی و گروهی خود ، از قدرت و مقام خود سوءِ استفاد می نمایند و خیانت در امانتي می کنند که از سوی مردم به آنها تفویض شده نباید به حساب كليت نظام گذاشت.

منبع (مجذوبان نور)