نقش، جایگاه و چگونگی تعامل بخش­های تحقیقات و اجرا در تولید و عرضه محصولات کشاورزی ایمن

            اگرچه خرد و تجربه جهانی گویای این واقعیت است که سیاست و خط مشی مؤثر، بر پایه دانش و منطق علمی استوار است، رونق علم و استفاده مؤثر از آن برای حل مشکل جز با حمایت سیاستگذاران مقدور نیست.  به عبارت دیگر رابطه علم و سیاست به طور اعم دوطرفه است. 

سال­های متمادی است که پژوهش­های کشاورزی در خصوص تأمین امنیت غذایی، ایمنی غذایی، مسائل پس از برداشت و فرآوری محصولات بدون کلان­نگری، بدون محصول­گرایی، بدون مشتری­مداری و بدون توجه به دانش بومی، عمدتاً در محدوده فعالیت­های آزمایشگاهی (Lab Scale) متمرکز هستند و نتایج آن بیشتر به صورت دانش جدید در منابع معتبر علمی منتشر می­شوند.  این نوع پژوهش­ها در اکثر موارد توصیف کننده یک وضعیت و یا تعریف کننده رابطه علت و معلولی در مقیاس خرد هستند.  به نظر می­رسد به منظور حل مشکلات عدیده جامعه در حوزه ایمنی و امنیت غذایی، بایستی گرایش بخش تحقیقات از تعریف و تحلیل "مشکل"، به طرف تعریف و تحلیل "راه حل" باشد.  نکته مهم اینکه ابزارهای اصلی حل مشکل در این زمینه، خط مشی یا سیاست (Policy) و برنامه (Program) هستند و در نتیجه تنها پژوهش­های سیاست­نگر و برنامه­نگر که مبتنی بر شناخت، طراحی و ارزیابی سیاست­ها و برنامه­ها باشند می­توانند پلی میان دو بخش جدا افتاده تحقیق و اجرا در نظام وزارت جهاد کشاورزی باشند.  لازم به ذکر است که پژوهش­های برنامه­نگر و سیاست­نگر در کشورهای در حال توسعه عمدتاً با ابتکار و سرپرستی فن­سالاران در سیستم دولتی و با کمک گروه­های مشاورین منتخب این فن­سالاران انجام می­شوند.  در جوامع پیشرفته مراکز قانونگذاری، دانشگاه­ها و نهادهای مردمی با استفاده از تکنیک­های تحلیل و ارزیابی سیاست­ها به فعالیت­های داوطلبانه و حمایتی (Advocacy) می­پردازند.  به طور کلی می­توان نتیجه گرفت که هر قدر پژوهش­های سیاست­نگر و برنامه­نگر در زمینه تأمین ایمنی مواد غذایی تقویت شوند، دانشگاه­ها و نهادهای مردمی مشارکت و فعالیت بیشتر در این حوزه پیدا می­کنند.  سیاست­گذاران فرصت، مهارت و آمادگی بیشتر به تصمیم سازی (Decision Making) صحیح و مبتنی بر علم و دانش، بدون گرایش به جناح­ها و دسته­بندی­های حزبی پیدا می­کنند و به همین نسبت خطر (Risk) خطاهای مرحله تصمیم­گیری(Decision Taking) کاهش می­یابند.

در کشورهای توسعه یافته از جمله آمریکا و کانادا برای تعادل بیشتر و کاهش فاصله بین دو گروه مؤثر در تصمیم­سازی؛ یعنی اندیشمندان و دولتمردان که یکی واجد دانش و ایده و دیگری صاحب قدرت و ابزار اجرایی سیاستگذاری­های اجتماعی هستند، ابزار پیشرفته و بسیار اثر بخشی به نام اندیشگاه (Think Tank) ابداع شده است.  اندیشگاه­ها مراکز مطالعاتی و پژوهشی هستند که مطالعات و تحقیقات کاربردی انجام می­دهند.  آنها اندیشه­ها، افکار، ایده­ها و دانش مراکز دانشگاهی و پژوهشی را برای سیاستمداران و مدیران اجرایی کشور در عرصه داخلی و خارجی، قابل استفاده و فرصت­ساز می­کنند.  این مراکز از یک سو، خبرگان و نخبگان کهنه­کار و بازنشسته دولت را جذب می­کنند و از سوی دیگر، مکان تربیت سیاست­گذاران و مدیران آینده کشور هستند، که از طریق ایده­های نو و پرورش و ارائه آنها به دولت، آنها را در بهره­برداری از فرصت­های جدید و ایجاد منافع بیشتر برای جامعه یاری می­دهند.  با توجه به شرایط کنونی کشور و شکاف فزاینده میان بخش­های تحقیقات و سیاستگذاران اجرایی وزارت جهاد کشاورزی بهتر است امکان استفاده از این ابزار نوین به صورت جدی بررسی شود.  

 متأسفانه در چند سال اخیر نگرش سطحی، مقطعی، متغیر و زودگذر سیاست­گذاران وزارت جهاد کشاورزی به نقش و جایگاه تحقیقات، این بخش را با چالش­های جدی مواجه کرده است و به نظر می­رسد ادامه روند فعلی عملاً بخش دولتی تحقیقات کشاورزی را از دستیابی به هدف اصلی آن یعنی برطرف کردن مشکلات کشاورزان، ارائه و ترویج یافته­های تحقیقاتی و پشتیبانی فکری مسئولین سیاستگذار، باز دارد.