رحیما دستم بگیر و دستگیرم شو تا مبادا به گناهی آلوده گردم؛ دستی که از خاک است و هم خاک شود روزی.

 

عزیزا مرا سعادت آن ده تا دنیا و هر آنچه در آن هست را از آئینة زلال چشمان آبی تو بنگرم و با خلق تو آن گونه باشم که تو خواهی و پسندی.

 

الها مرا جز بر آستان مبارک خود بر در هیچ بنده ای، محتاج و حقیر نگردان تا منت از خلق تو کشم و طوق منتها بر گردنم نهند؛ چرا که توان سنگینی آن از گرده من خارج است.

 

معبودا مرا تاب تحملی بیکران عطا فرما تا اگر از بندة تو رنجیده خاطر شدم بر او عتاب نورزم و برای شکایت، نزد تو لب از لب نگشایم و لذت بخشش را به تلخی انتقام نفروشم.

 

معبودا مرا صبوری چندان ده که چونان کوه در برابر ناملایمات قد برافراشته و استوار بمانم و هرگاه پیچ و تاب مصایب عرصه را چنان تنگ نمایند، فقط قادر باشد که سنگیزه های کوه را جابجا کند.

 

حبیبا مرا دیدگانی ده که چون به هر قنوت دست برآورم و به هر سجود که پیشانی بر خاک نهم، اشک ندامت چنان از دیده ببارم که در هیچ زمانی آسمان آبی تو بر زمین این زیرین تخت نباریده باشد و چنان دامان پاکت بگیرم و تمنای تو گویم؛ که تو بر من حقیر دل بسوزانی و شکوفه های رحمتت را دریغ نورزی.

 

شفیعا مرا صعه­ای صدر عطا کن که تمامی وسعت آن به گل مریم حضور تو و یاس سپید اهل بیت آکنده باشد تا فردای قیامت را گلاب شفاعتی بر روحم افشانند.

 

(ف و)