برای فردا

وبلاگ برای فردا گزارشی است به نسل آینده ایران زمین. سندی است از تلاشهای نسل امروز برای ساختن فردایی بهتر

دیشب

دوش از همه شب ها شب جانکاه­تری بود
فریاد از ین شب چه شب بی­سحری بود
دور از تو من سوخته تب داشتم ای گل
وز شور تو در سینه شرار دگری بود
هر سو به تمنای تو تا صبح نگاهم
چون مرغک طوفان زده ی در به دری بود
چون باد سحرگاه گذشتی و ندیدی
در راه تو از بوی گل آشفته­تری بود
افسوس که پیش تو ندارد هنرم قدر
ای کاش به جای هنرم سیم و زری بود

(شفیعی کدکنی)

  
نویسنده : برای فردا ; ساعت ۳:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٦/٥/۱٢
تگ ها :
comment نظرات ()