دیشب و امشب شبکه یک مصاحبه­هایی رو با خانم هاله اسفندیاری، و آقایان تاجبخش و جهانبگلو پخش کرد، که مثلاً قرار بود اعترافات این افراد به مشارکتشون در برنامه­های آمریکا برای انجام انقلاب مخملی در ایران باشه.  پخش این مصاحبه­ها واکنش­های مختلفی به خصوص در خارج از ایران داشت.  یک مجموعه میان برنامه هم درباره انقلاب­های رنگی کشورهای اروپای شرقی و کشورهای تازه استقلال یافته شوروی پخش کردند.  ولی راستش من که هرچی نگاه کردم هیچ مطلب عجیب و غریبی تو این مصاحبه­ها ندیدم.  اعتراف خاصی هم نبود! اعتراف کردند به اینکه یک سری سخنرانی و کنفرانس برگزار می­کردند و  نخبگان ایرانی رو دعوت می­کردند برای سخنرانی و شرکت در سمینارها.  خوب چه اشکالی داره!؟  بعد هم آمریکا این کار رو برای خیلی کشورها میکنه، برای ما هم انجام داده، مسأله مخفیانه­ای که نبوده.  ولی راستش یک نکته داشت که خیلی جالب بود.  یک روزنامه رو در یکی از همین کشورهای شوروی سابق نشون می­داد که ناشرش یک آمریکایی بود و برضد حکومت می­نوشت.  دولتشون هیچ کاری نتونسته بود بکنه، جز اینکه برق روزنامه رو یواشکی! قطع کنه.  سردبیر آمریکایی با سناتوری که پشتیبانشون بود تماس گرفته بود و این سناتور یک پیام رادیویی برای سران اون کشور فرستاد که ما از این وضع راضی نیستیم.  اونها هم بلافاصله به غلط کردن افتادند و دوباره امکانات لازم برای روزنامه رو فراهم کردند.  خودمونیم اینقدر هم وابسته بودن به یک کشور دیگه خیلی بده!  حالا فکر کنین وقتی رئیس جمهور یا وزیر امورخارجه آمریکا میگه ما از فلان وضع در ایران راضی نیستیم و مسئولین و ملت ما میگن خوب نباشین!! اصلاً چه اهمیتی داره که شما راضی باشین یا نه! طفلکی اونوری­ها چه حالی دارند!  بگذریم که هر کی خربزه می­خوره باید پای لرزش هم وایسته...