بروکراسی

توضیح:

فرض کنید تو کتابخونه مؤسسه نشستین و می­خواین از چند صفحه از یک کتاب زیراکس بگیرید.

1-باید کتاب رو از کتابخونه امانت بگیرید!

2-برگردین تو اتاقتون یک طبقه بالاتر،

3-یک فرم پیدا کنید، پر کنید و بدید رئیس بخشتون امضاء کنند.  رئیس بخشتون نوشتتون رو تصحیح می­کنند، و توضیح می­دهند لطفاً به حروف هم بنویسید یک وقت 1600 برگش نکنند!!

5- باید بیاین یک طبقه پایین­تر، برید اتاق زیراکس

6- شانس بیارید مسئولش باشند (این واقعاً یک بند جداگانه محسوب می­شه!)

7- بدید زیراکس کنند.  بعد بدید تو فرم تأیید کنند که اینها رو براتون زیراکس کردند!

8- شما هم تأیید کنید که اینها رو تحویل گرفتین!

9- فرم مربوطه را به دو قسمت کاملاً مساوی تقسیم کنید. نیمی از آن را به مسئول زیراکس عودت بفرمایید، تا به امور اداری تحویل بفرمایند.

10- نیمه دیگر فرم را بر می­دارید و به اتفاق زیراکس­ها و کتاب برمی­گردین کتابخونه، تا کتاب رو تحویل بدهید.

11- دوباره بر می­گردین تو بخشتون ، یک طبقه بالاتر.  دوباره می­روید تو اتاق رئیس بخش تا نیمه دیگر فرم را تحویل ایشان بدهید.

و به این ترتیب 8 تا امضاء تو یک فرم درج می­شه، تا یک عضو هیأت علمی، یک مؤسسه تحقیقاتی فسقلی، بتونه از روی کتاب کتابخونه مؤسسه خودشون، 16 صفحه زیراکس بگیره!! تازه اگه در هر مرحله یکی از امضاء کنندگان محترم نباشند، عملیات متوقف میشه! و تازه این مؤسسه خیلی هم ارباب رجوع نداره.  همه همدیگه رو می­شناسند!

بعد میگن چرا تو ادارات دولتی کارها کند پیش می­ره؟!

پ.ن: البته انصافاْ من نصفه این مسیرو دور زدم! به جای این همه هروله بین دو طبقه- اول زیراکس کردم بعد رفتم بخش.  به هر حال در اصل قضیه فرقی نمی‌کنه!