من این راز سر به مهر به کجا برم که اگر بر وسعت آسمان، بر ژرفای دریای بیکران، بر استواری کوه، بر بیقراری بلبلان سرگشته و بر دهشت کویر لم یزرع فریاد کنم، تاب شنیدنش را ندارند.

اگر بر گوش این مردمان خاکی زمزمه کنم، کو؟ محرم اسرار کو؟

و اگر لب فرو بندم و خاموش بنشینم و در میان آشوب و غوغای این سینة سوخته حبس کنم، کو تاب تحمل؟؟؟

من این راز سر به مهر به کجا برم؟ به کجا؟؟؟

الهی پس مرا رخصتی ده تا بی­پروا بر آستان امن تو به آواز بگویم، به آواز بگریم و دامان پاک تو بگیرم و آنقدر بخوانم تو را تا اجابت کنی مرا.

(فاطمه ولی پور)