بزرگتر!

جلوی نمایندگی Varian بودیم و یکی از همکارامون داشتند درباره تجهیزات جانبی HPLC و دستگاه هیدروژن ژنراتورشون سئوال می­کردند.  من از اون یکی دوستم خواهش کردم قیمت یک GPS (برای Clean­up اولیه نمونه) رو بپرسند.  آقایی که برای پاسخگویی اومدند یک جوان لاغر اندام بیست و سه یا چهار ساله بودند.  ضمن سئوالات ازشون پرسیدند که این فقط همین یک ستون رو داره یا میشه ستونش رو تعویض کرد.  ایشون گفتند که نمی­دونم. اجازه بدین برم بپرسم.  از کی؟ از نماینده شرکت که یک آقای مسن احتمالاً آلمانی بودند 5/1 تا دو برابر اندازه اون آقاهه! و بلند شدند بیان که شخصاً برامون توضیح بدهند.  من زیر لب به دوستم گفتم: آخ آخ! رفت بزرگترشو بیاره! که یک دفعه همکار اون آقاهه که نزدیک من ایستاده بود پغی زد زیر خنده و دیگه نتونست جلوی خنده­اش رو بگیره، گذاشت رفت!  طفلکی اون آقا اولیه! حتماً کلی براشون دست گرفتند!!

هوس!

در بخش تجهیزات پزشکی یک تخت بود.  تصور کنین شبیه یک وان کم عمق و البته پایه­دار.  توش یک مایعی شبیه به شیر در حال جوشیدن بود و یک ملافه روی تخت کشیده میشد که روی این مایع جوشان رو می­پوشاند.  می­دونستیم این باید برای کسایی باشه که زخم بستر دارند یا زمینگیر شدند و برای جلوگیری از زخم بستره.  اما نمی­دونستیم این چیه داره می­جوشه.  دوستم یک نگاه به من کردند و گفتند: ببین من بدجوری دلم می­خواد انگشتم رو بکنم این تو! من هم با یک لبخند گفتم: راستش من هم بدجوری دلم می­خواد!!! اما روم نمیشه.  آقای مسئول شرکت که متوجه نگاه­های هوس آلود!! ما شده بودند. اومدند و انگار که فکر ما رو خونده باشند، گفتند: اگه دلتون می­خواد انگشتتون رو بکنین این تو! اشکالی نداره!!! ما هم با کلی شور و شعف فراوان یکی، یک انگشت کردیم اون تو! و جالب بود که اصلاً مایع نبود! یک ماده پودری خیلی خیلی سبک بود که با دمیدن هوا به غلیان آمده بود.  توضیح دادند که این پودر ویژه­ای است که می­تونه ترشحات زخم رو هم جذب کنه. قابل تعویض و پاک­سازی است و ملافه هم از جنسیه که 150-160 کیلو گرم وزن رو به راحتی تحمل میکنه.

وای! سلامتی هم نعمت بزرگیه.  خدا انشاالله همه بیماران رو شفا بده.