به دنبال دلتنگی­های من برای رفتن به مشهد، پدر و مادر گرامی پیشنهاد کردند که اردیبهشت ماه که خلوته، بریم مشهد.  حالا قراره اگه خدا بخواد آخر این هفته راه بیفتیم، یواش یواش از جاده شمال بریم، بریم گلستان که الان باید با مزرعه­های به گل نشسته کلزا بسیار زیبا باشه.  بعد بریم بجنورد و شیروان و قوچان و احتمالاً یک شنبه برسیم مشهد، چند روز اونجا باشیم و پنج شنبه هفته بعد هم برگردیم از مسیر سبزوار، شاهرود، سمنان...

امیدوارم سفر خوبی بشه.  وای تصور کنین! یک هفته!!!  همه بهم سفارش می­کنند این مدت به کار و اداره و امور مربوطه­اش اصلاً فکر نکن.  برو خوش باش.  من هم همین قصد رو دارم.  می­خوام یک هفته از همه چی دور باشم ولی فرصتیه که فکر کنم، باید یک تصمیم مهم بگیرم.  اگه به نتیجه مشخصی رسیدم بعد برگشتن براتون می­نویسم.  الان مشغول جمع و جور کردن بار و بنه سفریم.  امروز رفتم چادر مشکی­هام رو هم پیدا کردم.  نمی­دونم در این مدت دسترسی به اینترنت خواهم داشت یا نه!  بنابراین اگه یک مدت آپ نکردم ببخشید.

سعی می­کنم تا ۵ شنبه که عازم هستیم یکی دوبار دیگه بیام.  بنابراین کلی وقت دارین فکر کنین ببینین کاری مشهد ندارید؟ چیزی نمی­خواین؟ دعایی ندارین براتون بکنم؟ (قراره یک لیست بنویسم، که یک وقت، جا به جا دعا نکنم! )

این هم یک آهنگ فوق العاده مشهدی (+) که فکر نکنین ولایت ما شعر نداره!! فکر کنم شاعر «استاد عماد خراسانی» و خواننده «استاد شجریان» هستند. اگه دیدین لهجه خیلی غلیظه! بگید براتون ترجمشو بگذارم!! فقط ببخشید یک خرده شاده!!!!