باید خرده فرمایشهای سه داور محترم رو روی یک مقاله اعمال کنم و مقاله تصحیح شده رو بازنویسی کنم و به جلسه هیأت تحریریه روز شنبه برسونم. یکیشون خیلی وحشتناکه. هر دو خطی یک بار نوشته مکانیسم عمل را تشریح فرمایید! طبق معمول الان در دقیقه ۹۴ هستم. باید این کار رو حداکثر به آخرین جلسه پارسال می رسوندم، که نرسید و هیأت تحریریه محترم لطف کردند و گفتند که اشکال نداره برای اولین جلسه سال بعد باشه. از چهارشنبه تا حالا چشمم در اومده!! فکر کنم در هر روز بیش از ۸ تا ۱۰ ساعت به صورت متمرکز روش وقت گذاشتم. مثلاً می خواستم امسال به هیچ وجه کار نیارم خونه!! هنوز هم کامل نشده و فردا رو هم باید تا قبل از جلسه روش کار کنم. این دو سه روزه هر چی منبع لازم داشتم آوردم خونه. در این موارد معمولاً سخته که پشت میز تحریر بنشینم یک میز کوچیک دارم که برای نشستن پشتش باید روی زمین بنشینم. میز خیلی خوش دستیه!! و از ۲۰ سال پیش تا حالا چند بار بین من و برادرهام دست به دست شده و فعلاً که من مصادره اش کردم اوضاع احوال در حال حاضر اینجوریه که میز کنار بخاریه و من تکیه دادم به کتابخونه ام و دور تا دور میزم به صورت یک سه چهارم دایره کامل تا وسط اتاق انواع کتاب و مجله و مقاله و گزارش و ... پراکنده است. بنده هم برای عبور و مرور باید از وسطشون بپرم!