خوب من دو روز مرخصی گرفتم و خونه هستم.  بعد از ۷-۸ سال امسال اولین سالیه که من آزاد و رها هستم قبلاً همیشه یا نگرانی پایان­نامه مو داشتم، یا یک امتحانی برای خودم جور کرده بودم باید درس می­خوندم، یا کلی پیک شادی با خودم آورده بودم خونه، یا فکرم مشغول بود، یا ... خلاصه امسال تصمیم گرفتم تلافی تمام سال­های قبل رو دربیارم و یک خونه تکونی حسابی محیطی، فیزیکی، جسمی، روحی بکنم!  غذای روزهای پنج شنبه و جمعه رو من پختم!!! (این اتفاق نادریه!) و پرده­های اتاقم و ملافه­ها و روتختی و ... رو باز کردم و دارم یواش یواش می­شویم.  باید یک تکون اساسی به کتاب­ها و جزوه­هام بدم.  این قدر تل­انبار شدند که نمی­دونم چی دارم، چی ندارم!  باید از دلم بیاد یک سری شونو بریزم دور.  خیلی­هاشون هم واقعاً به درد نخورند ولی دلم نمی­آد دور بریزم.  باید یک تکون اساسی به کمد و مجموعه لباس­هام هم بدم.  داشتم جمع و جور می­کردم دیدم من چقدر روسری دارم!! به اندازه یک کشوی کامل روسری رنگ و وارنگ و جور واجور دارم که یک سری شونو اصلاً یادم نبود دارم!  در مقابل یک سری لباس کهنه هم دارم که مرتب می­پوشم و با توجه به وضع رقت انگیزشون! باید یا دور بریزمشون یا اینکه یک جوری ردشون کنم برند و جایگزین کنم.  اوضاع خیلی شیر تو شیره.  واقعاً آدم باید برای خونه زندگیش وقت بگذاره وگرنه میشه اوضاع احوال الان من! نمی­دونم این اصول 5S رو برای چی خوندیم؟! باید اساساً به کار بگیرمشون

باید یک فکری هم به حال وضعیت جسمانیم بکنم.  شدم مثل پیرزن­های ۸۰ ساله!! دو قدم که راه می­رم به نفس نفس می­افتم.  هیچ وقت فکر نمی­کردم با اون همه انرژی که داشتم همچین روزهایی رو ببینم!! واقعاً سن که از ۳۰ می­گذره انرژی بدن بدجوری تحلیل میره.  یک دستورالعمل برای صحیح ورزش کردن از برادرم گرفتم.  باید دوچرخه مو راه بندازم!  باید یک فکر اساسی هم برای اضافه وزنم بکنم.  حداقلش اینه که با این همه سور و ساتی که برای عید تدارک دیدیم باید همت کنم و نگذارم وزنم از ۶۰ فعلی بالاتر بره.  وای چه سخته! آدم شیرینی شکلات ببینه اما بخواد بر نفس اماره­اش غلبه کنه   امروز نزدیک دو ساعت پیاده­روی کردم.  جاتون خالی! واقعاً بی­نظیر بود.  زدم تو کوچه پس کوچه­های اطراف محلمون.  مدت­ها بود تابش خورشید و خنکای نسیم بهاری رو روی پوستم احساس نکرده بودم.  واقعاً لذت­بخش بود (هر کی ندونه فکر می­کنه من از تو غار دراومدم! ).  باید یک برنامه پیاده­روی جور کنم شایدم هم برم پارک نیاوران یک خرده بدوم، هنوز نمی­دونم! ولی حتماً تو برنامه­ام دارم که یک مقدار به اوضاع روحی و جسمی­ام برسم.  به خصوص با این اتفاقات یکی دو هفته اخیر یک بازسازی و ترمیم روحی اساسی هم لازم دارم!!