روز چهارشنبه خیلی احساس قلدری بهم دست داده بود!! رفتم مرکز آزمون مؤسسه دیباگران و به مسئولشون عرض کردم که من چند تا امتحان ICDL­ام مونده می­خوام امروز امتحان بدم.  پرسیدند چی مونده؟ عرض شد: مبانی و ویندوز و اکسل و اکسس!!!!  سرشونو بالا آوردند و یک نگاهی کردند و پرسیدند خوب حالا کدومشو می­خواین بدین؟ عرض شد: بی­زحمت همشو!!   چشم­های بی­حالتشون از یک خط راست به دایره­ای به قطر همون خط راست تغییر وضعیت داد و با تعجب پرسیدند هر چهار تا شو؟ عرض شد: بله!  در حالیکه احتمالاً داشتند تو دلشون کلی بد و بیراه نثار من می­کردند و فکر می­کردند که چهار تا یک ساعت باید سر کار باشند برای اینکه منو پشیمون کنند فرمودند خانم میشه ۱۶۰۰۰ تومان.  بنده هم که تصمیم گرفته بودم کلک این امتحان­های ICDL رو بکنم عرض کردم: می­دونم، مسأله­ای نیست.  مبلغ لازمه رو با روی گشاده (مجبور بودیم دیگه!) واریز کردم و برگشتم سایت و نشستم جای شما خالی چهار تا امتحان رو دادم.  مبانی شدم ۹۳، ویندوز ۱۰۰، اکسل و اکسس هم ۸۶.  نتیجه خیلی جالبی نبود اما حوصله درس خوندن نداشتم.  به همین راضی­ام.  مجموع امتحان فکر کنم حدود 1 ساعت شد (به جای 4 ساعت).  مسئول امتحان­ها وقتی داشتند دفترچه مو مهر می­کردند بهم پیشنهاد کردند خانم حتماً بیاین امتحان ICDL بین­المللی رو هم بدین.  در همین سطحه.  و من هنوز از امتحان قبلی فارغ نشده، بدجوری وسوسه شدم برم یک مدرک بین المللی هم بگیرم.  به این می­گن مازوخیسم؟!