در طول یک­سال گذشته وزنم بیشتر از 8 کیلو اضافه شده!!!  خوب یک قسمتی­اش مربوط به افزایش سن و ساله (ببینین چه خوب واقعیت­های تلخ رو قبول می­کنم) یک بخشی­اش هم به خاطر کم تحرک شدن و پر خوریه.  شبیه این حاجی بازاری­ها شدم که وقتی می­خوان از در بیان تو، اول شکمشون می­آد بعد از 5 دقیقه خودشون!! باید یک فکری بکنم.  اگه این روند ادامه پیدا کنه احتمالاً سال 86 باید قل بخورم برم این ور اون ور!

خوب قاعدتاً اضافه وزن به خاطر ذخیره بافت­های چربیه و در نتیجه دریافت کالری بیش از نیاز.  پس برای کاهش وزن یا

1-باید ورودی به سیستم (کالری دریافتی) را کم کنم.  به عبارت ساده­تر باید رژیم بگیرم.  که خوب عمراً امکان­پذیر نیست.  اگه من رژیم بگیرم پس کی مثل اسب آبی غذا بخوره؟!   یاد یکی از اعضای هیأت تحریریه­مون افتادم که یک آقای دکتر بچه بازاری­اند و علاوه بر اضافه وزن، قند و چربی و تری گلیسرید و ... بالا دارند، اما هیچ وقت پرهیز نمی­کنند، شعارشون هم اینه که ده سال عمر با عزت بهتر از صد سال عمر با خفت!!

2- یا باید متابولیسم سیستم بالا بره، که خوب اونم هیچ چی!

3-یا باید خروجی سیستم رو بالا ببرم.  به عبارت ساده­تر باید کالری بیشتری مصرف کنم! بنابراین دیروز به خودم گفتم:

برو ورزش می­کن،    مگو چیست ورزش!

خلاصه هفت دست آفتابه لگن فراهم شد، و مشغول نرمش و ورزش شدم.  جاتون خالی. اولش اومدم تمرینات هوازی انجام بدم، بعد از 5-6 دقیقه به این نتیجه رسیدم که بهتره بی­خیال شم   بعد مثل یک ورزشکار حرفه­ای پیش خودم گفتم 40-50 تا دراز و نشست می­رم که لااقل این شکم مثل طبل یک خرده جمع و جور شه.  عملیات مقدماتی انجام شد و به پشت خوابیدم و اومدم که اولین حرکت رو انجام بدم، که هر چی زور زدم نشد از جام بلند شم!!! خوشبختانه کسی نبود ببینه که یواشکی دستم رو گرفتم به زانوم و با هزار زور و زحمت نشستم.  باز از رو نرفتم! به خودم گفتم: جرج تو می­تونی و با کلی زور و زحمت 4 بار دیگه این حرکت رو انجام دادم که لااقل عددش رند بشه!!!!  بعدش به این نتیجه اخلاقی رسیدم که این هم بی­خیال!! 

کسی راه حلی بلد نیست که بشه آدم هر چی دلش خواست بخوره، ورزش هم نکنه، دارو هم نخوره، اما لاغر بشه؟! (توقع زیادیه؟! )