خوب به مبارکی ریاست محترم جمهوری نزول اجلال فرمودند و خانواده­هایی رو از نگرانی نجات دادند.  دیروز دوباره اعلام کردند که فردا (یعنی امروز) باید پروژه صبح زود بیایم رو اجرا کنیم! چوپان
دروغگو؟!  البته با توجه به اینکه دیروز باز اومده بودند و یک قسمت­های دیگری از مجتمع رو پلمب کرده بودند حدس می­زدیم این بار دیگه جدی باشه! چه مباحث پیچیده­ایه این مباحث تأمین امنیت

دو دفعه قبل که بازدید کنسل شد با SMS همکارامون به هم اطلاع می­دادند که بازدید لغو شده، این بود که دیشب همه موبایل­هاشون روشن بود و منتظر دریافت SMS!  حوالی 10:30 بود که بوق SMS بلند شد و دویدم به سمت گوشی و .... متن پیام این بود: "این SMS صرفاً برای دویدن شما به سمت موبایل ارسال گردیده و به معنی لغو بازدید فردا نمی­باشد!!"

صبح ساعت 4 بود که بیدارم کردند طبق محاسبات باید ساعت 5 از خونه بیرون می­رفتم تا به سرویس برسم.  داشتم ابراز نگرانی می­کردم که نمی­دونم تو این ساعت خیابون­ها امنیت دارند یا نه؟ و پدرم پیشنهاد کردند که می­خوای برسونمت؟ بدیهیه که بسی مشعوف شدم و به شدت استقبال کردم. ساعت 5:30 ایستگاه بودیم.  این تهران واقعاً یک شهر 24 ساعته است.  ساعت 5 صبح مثل وسط روز بود، همه جا روشن بود و رفت و آمدها برقرار... انگار نه انگار که الان وقت خوابه!

در مسیر تهران تا کرج کلی خندیدیم و در مورد بازدید امروز و گذشته، حال، آینده­اش صحبت کردیم.  ساعت 6:30 رسیدیم کرج.  دیدیم در تمام مسیر ماشین­های پلیس با چراغ­های گردون ایستاده­اند.  و در اصلی ورودی رو به مناسبت دهه فجر!!!!!!!!!!!!!!!!!!! چراغونی کردند و کلی ماشین دو طرف در اصلی پارک شده.  ما رو که از در اصلی راه نمی­دادند!! یک دری رو که من تا حالا ندیده بودم بازش کنند باز کرده بودند و همه ماشین­ها باید از اون پشت وارد می­شدند، بازدید کارت شناسایی و ... هم که در این مواقع مرسومه.  خوشبختانه حرفه­ای بودند و نگهبان­های این 4-5 تا موسسۀ مجموعه همه جلوی در ورودی بودند و اونها پرسنل را شناسایی می­کردند،  بنابراین ماشین­های همکارها و سرویس­ها رو بازرسی نمی­کردند.  تقریباً تمام راه­های منتهی به سالن اصلی رو مسدود کرده بودند.  طفلک این سرباز وظیفه­ها!  رئیس جمهور که امروز تو اخبار دیدیم برنامه فشرده­ای هم داشتند، ساعت 7 صبح نصفه بازدیدشونو هم کرده بودند.  ظاهراً 28 طرح تحقیقاتی به ثمر نشسته! امروز معرفی شدند و به بهره­برداری رسیدند از جمله معرفی چند رقم گندم، یک رقم سیب زمینی، یک رقم چغندر قند، یک نوع واکسن دوگانه مرغی برای آنفلوانزا و نیوکاسل و ...  یک سری دکتر خلقانی (با تیپ سراسر سفیدشون که بسی موجبات انبساط خاطر حضار شده بود) سخنرانی کردند.  رئیس جمهور هم در مورد اینکه کشور ما پتانسیل بالایی داره و باید در محصولات استراتژیک خودکفا بشیم، و از این دهه فجر تا دهه فجر بعدی ما باید کلی به کشاورزی سرو سامان بدیم و مهندسین نباید پشت میز نشین باشند و باید بروند در سطح روستاها و تحقیقات نقش خیلی مهمی در شکوفایی کشاورزی داره و ... صحبت کردند (مشروح سخنان) و بعدش عذر خواستند که چون مهمون خارجی دارند (امروز بشار اسد و هیات همراهشون ایران بودند) باید زودتر بروند ولی حتماً یک بار دیگه می­آیند و در مورد جزئیات صحبت می­کنند.  به خوبی و خوشی مهمون­های ما رفتند و ماجرای بازدید بدون هیچ مشکلی به انجام رسید و وزیر محترممون هم به اهداف عالیه­شون رسیدند.

چند تا نکته:

  • دیروز که بازدید لغو شده بود یادشون رفته بود به سازمان آتش­نشانی هم اطلاع بدهند. بنده خداها از نصفه شب اومده بودند جلوی موسسه و منتظر بودند...

  • یعنی یک بازدید ساده از یک موسسه دولتی که اکثر پرسنلش از صد تا صافی رد شدند تا کارمند دولت بشوند این همه اقدامات امنیتی می­خواد؟  فکر کنم به اندازه کارمندها، نیروهای امنیتی و البته عمدتاً لباس شخصی اومده بودند، در همه جا حضور داشتند، به کارشون خیلی وارد بودند و معلوم بود که از دیشب مستقر شده بودند.  همه جا رو هم به خوبی گشته بودند.  مثلاً برای دادن صبحانه (به صورت ساندویچ) به پرسنل انتظامی­شون از محوطه­ای استفاده کرده بودند که عقل جن هم بهش نمی­رسید!

  • وقتی می­خواین در این جلسات شرکت کنین، اسلحه و موبایل و کلید و سوییچ و ساعت با خودتون نبرید!

  • واقعاً 28 تا طرح امروز معرفی شدند؟!

  • یک نکته جالب اینکه ظاهراً در خیابون­های اطراف مسیر عبور ریاست جمهور، صبح با بلندگو اعلام می­کردند که آی مردم! رئیس جمهور دارند می­آیند؛ تو مایه اینکه بیاین به استقبال و نامه در وکنین!  فکرشو بکنین چه حالی دارین اگه صبح با این اطلاعیه از خواب بیدارتون کنند؟!
  • امروز به مناسبت اینکه خیلی زحمت کشیده بودیم، صبح یک ساعت زودتر رفته بودیم عصری ساعت 3:15 تعطیلمون کردند.

 

رویهم رفته خوب بود!