امروز رئیس بخشمون از من خواستند که فردا برنامه رو بگردونم (یعنی مجری برنامه باشم؟!) .هر چی گفتم آقا بی خیال! من از این کارا بلد نیستم!! گفتن فرد دیگه ای نداریم (واقعا وقتی این دلیل انتخابو می گن جا نداره آدم خودکشی کنه؟!  ) هر چی من به هزار تا زبون گفتم که ای آقا! مجری باید قد و بالایی داشته باشه! بر و رویی داشته باشه!!  سر و زبون داشته باشه!! من کدومشو دارم؟!  فایده نداشت.  خلاصه مأموریت امشبم اینه که برم یک سری شعر و مطلب قلنبه سلنبه برای خوشامد گویی پیدا کنم.  بی انصافها از صبح تا عصر برنامه گذاشتند اونم با 10 تا میان برنامه.  فکر نمی کنند مجری از کجا این همه شعر بیاره؟!