سه شنبه 3 بهمن

امروز و فردا دوره آموزشی روشهای کاربردی تعیین کیفیت فرآورده­های غلات را داریم. صبح روزهای سه شنبه کلاس ICDL هم داریم.  من و همکارم که به لطف معاونت محترم مالی اداری هفته پیش مجبور بودیم تو جلسه وحشتناکی که براتون گفتم شرکت کنیم و نتونسته بودیم بریم کلاس، دیدیم اگه از مجموع سه جلسه دو جلسه غیبت داشته باشیم عملاً حذف میشیم.  این بود که قرار شد صبح بریم کلاسICDL  و عصر بیایم برای دوره.  صبح من ماشین بردم که برای رفتن راحت باشیم.  اول وقت کاغذهای راهنمای برگزاری دوره را حسب الامر همکارم که مسئول آموزش مؤسسه هستند تایپ کردم و آماده کردم که روی در ورودی مؤسسه و سالن بچسبونیم.  آقای دکتر ایرانی هم که استاد دوره­مون هستند صبح زود تشریف آورده بودند عجب تیپی هم زده بودند  یک کت و شلوار شیک پوشیده بودند که آدمو یاد مجالس عروسی می­انداخت.  یک مدت اول صبح صرف خوش­آمد گویی به آقای دکتر شد و مطایبه در باب کت شلوار شیکشون و بعد با عجله رفتیم که به کلاس برسیم.  الان دوره تهیه پاورپوینتیم.  جالبه این برنامه­های کامپیوتری انگار انتهایی ندارند.  هر چی یاد بگیری باز مهارتهایی هست که بلد نیستی.  بین دو نیمه کلاس داشتم برای همکارم شرح ماوقع روز یکشنبه رو می­دادم.  ظاهراً پچ پچ کردن به ما دو نفر نمی­آد.  دو تا همکار دیگرمون با تعجب مونده بودند که چی شده ما دو تا آدم پر جنب و جوش نشستیم داریم حرف می­زنیم.  آقای معاونت محترم که دلشون طاقت نیاورد پرسیدند مگه شما جزو دوره امروز نیستید؟ گفتیم چرا اما یک آدمی که نمی­گیم کی بوده هفته پیش ما رو فرستاده جلسه خودش جیم زده اومده کلاس و خلاصه حسابی از خجالت هفته قبل دراومدیم  عجیبه. ایشون می­گفتند که اصلا این طور نبوده و من نگفتم ساعت جلسه صبح باشه.  خودم هم می­خواستم اصلا نباشه!!! جل­الخالق آدم نمی­دونه حرف کی رو باور کنه

بعد از ظهر برگشتیم مؤسسه و یک سری سلام و احولپرسی با همکارامون که از مراکز شهرستانی برای دوره اومده بودند کردیم.  جالبه با اینکه شاید خیلی همدیگه رو ندیده باشیم اما از دیدنشون خوشحال میشم.