خوب مدت این گزارش یک کم از یک هفته بیشتر شد!

یک شنبه 1 بهمن ماه

من فردا یک سخنرانی دارم در مجموعه هفته انتقال یافته­های مؤسسمون.  ما در یک مؤسسه تحقیقاتی کار می­کنیم و برای ترویج یافته­های تحقیقاتیمون به مروجین، کشاورزان پیشرو یا واحدهای اجرایی علاوه بر روشهای معمول همه مراکز تحقیقاتی مثل نوشتن مقاله علمی- پژوهشی، نوشتن مقاله­های ترویجی، نوشتن نشریات فنی و ترویجی و سخنرانی و ارائه پوستر در همایشها و کنگره­های تخصصی یا ترویجی، دو مکانیسم دیگه هم در اختیار داریم؛ برگزاری روز مزرعه و برگزاری هفته انتقال یافته­ها.  در این دو راهکار که با همکاری و در واقع به متولی­گری معاونت ترویج وزارتخانه انجام می­شود از مخاطبین هر طرح و از مروجین مرتبط دعوت می­کنند که به مؤسسات تحقیقاتی بروند یا از محققین دعوت می­کنند که به مزارع کشاورزان و عمدتاً مزارع کشاورزان پیشرو بروند و نتایج تحقیقاتشون را ارائه بدهند و پاسخگوی مسائل و مشکلات باشند.

برای فردا هنوز اسلایدهام کامل نیست به عبارتی فقط 4-5 تا اسلاید آماده دارم.  از صبح نشستم و با نهایت سرعت از متن word کات و پیست می­کنم در فایل power point تا یک مجموعه کلی داشته باشم و بعد بشینم درستش کنم.  فکرم بدجوری مشغوله.  می­ترسم! خیلی عقبم و می­ترسم به فردا نرسم.  وحشتناک آبرو ریزی میشه.  این وسط امروز یک قرار هم دارم.  ساعت 5/1تا 5/3.  باید حتماً باشم...هرچند که نتیجه­اش فقط افزودن به نگرانیهام بود!! ساعت سه و نیم شبیه آدمهایی بودم که سرشون محکم خورده به یک مانع و دور سرشون یک مجموعه ستاره یا گنجشک مشغول چرخیدنه.  شوکه شدن در شرایطی که خودتون هزار جور ماجرا برای نگرانی دارین اصلاً اصلاً شرایط جالبی نیست.  بگذریم.

عصر که رسیدم خونه، رفتم دوش گرفتم و یک ته­بندی کردم و ساعت 5/6 خوابیدم. سپردم که ساعت 5/9 بیدارم کنند.  بیدار شدم و جاتون اصلاً خالی نبود!! تا صبح مشغول اسلاید درست کردن بودم.  یکی نیست بگه دختر خوب یک آزموده رو چند بار آزمایش می­کنی؟!! خوبه از اول امسال این دقیقاً دهمین مقاله­ای که داری ارائه می­دی!! (و بعد از کنگره صنایع غذایی گرگان و کنگره تغذیه تبریز و همایش بزرگ صنایع غذایی در اصفهان این چهارمین سخنرانی امسالته) آخه چرا کارهاتو میگذاری برای دقیقه 94 که این همه تنش و فشار رو مجبور باشی تحمل کنی؟!  سخنرانی علمی صرف کردن خیلی راحتتر از سخنرانی ترویجی کردنه.  حداقل اونجوری می­دونین باید یک مقدمه بگین و بعدش مواد و روشها و نتایج و بحث و نتیجه­گیری و پیشنهاد و تشکر.  یک فرمت مشخص داره.  اما برای سخنرانی ترویجی به خصوص که نمی­دونید سطح سواد و آگاهی اونهایی که می­آیند چه قدره و آیا با مبانی علوم و صنایع غذایی آشنایی دارند یا نه، واقعاً سخته.  من شب تا صبح مشغول لینک دادن و مخفی کردن اسلایدهام بودم.  128 تا اسلاید داشتم که تا صبح عملاً خیلی هاشونو با لینک دادن حذف کردم.  تصمیم گرفتم خیلی کلی بگم.  چون به هر حال کار من صنعتی بود و خیلی کاربرد مستقیم برای کشاورز یا مروج نداشت.  بنابراین فکر کردم شاید بهتر باشه که یک جرقه تو ذهنشون بزنم.  به گوششون برسونم که غذاهای رژیمی مبحثی جدید و جالب و ضروری هستند و با این سرعت پیشرفت علم و تکنولوژی در کشورمون به زودی جایگاه خیلی خاصی پیدا خواهند کرد.  می­خوام فردا براشون بگم وقتی کسی مبتلا به یک بیماری یا ناراحتی میشه مثلاً افزایش فشار خون لازم نیست همه لذتهای زندگی رو ازش بگیریم.  مجبورش کنیم مثلاً یک غذای کم نمک بیمزه بخوره و همیشه ولع خوردن غذایی مطبوع براش بمونه، صنایع غذایی این توانایی رو داره که با فرموله کردن غذاهای رژیمی امکان زندگی کردن بهتر و سالمتر و لذت بردن از خوردن غذاهایی با طعم طبیعی و با خواص تغذیه­ای یا عملکردی ویژه را به مردم بده... صبح شده و من هنوز کارم تموم نشده!  خیلی نگرانم...