سلام،

دیشب که اومدم فایلهامو باز کنم دیدم هیچ کدوم باز نمی شن!!! خیلی حال گیری بود. بنابراین امروز دوباره از صبح تا آخر وقت اداری هر سه مسئول آزمایشگاهها مشغول تایپ و صفحه بندی بروشور بودیم.  که شکر خدا بالاخره تمام شد و بد هم در نیومد.  فکر کنم اگه یک روز بخوام از این موسسه دربیام بتونم به راحتی یک موسسه چاپ و نشر بزنم. 

فردا قراره بازدید کننده داشته باشیم.  ما معمولاً بازدید کننده زیاد داریم.  یک وقتهایی به شوخی می گیم موزه هم اندازه ما بازدید کننده نداره  اما این بازدید کننده های فرد خیلی مهمند.  چند ماهیه که سیاست سازمان و به تبع اون موسسه تغییر کرده.  می گویند که دولت بودجه نداره!!!! (مگه نفت ارزون شده؟!)  و پول نداره صرف نحقیقات و طرحهای تحقیقاتی بکنه.  از اول سال تا حالا حتی یک ریال بابت اجرای طرحهای تحقیقاتی تخصیص داده نشده و خلاصه باید مثل بیمارستانها ما هم خودگردان بشیم.  اوایل خیلی جدی نمی گرفتیم.  فکر می کردیم باز از اون موجهاست که می آد و میره.  اما ظاهراً نبود.  اعلام کردند هر محقق می تونه حداکثر دو طرح تحقیقاتی و نه بیشتر! داشته باشه و حداکثر یکی از این دو طرح می تونه با بودجه دولتی و پس از طی هفت خوان تصویب طرح در موسسه دولتی اجرا بشه. دومی باید در قالب طرح خاص باشه.  یعنی باید یکی خارج از موسسه تقبل کنه هزینه هاشو بده.  وضع مالی اونقدر بده که گفتند حتی اگه لازمه اتاقهای بخشتون یا ماشینهایی مثل تراکتور را اجاره بدین. اگه لازمه واسطه اجرای کار بشین یا هر کاری که لازمه بکنین اما "درآمد زایی" کنین. بعداً در این مورد بیشتر توضیح می دم اما غرض از این حرفها این بود که بازدید کننده های فردا قراره به ما پول بدن!!!!!!!!!!!!!!!  برای همین خیلی عزیزن و ما باید خیلی دوستشون داشته باشیم   فکر نکین ما برای همه این قدر سنگ تموم می ذاریم!