درباره امروز نمی­خوام بنویسم.       چیه؟! خوب دلم نمی­خواد اینجا بنویسم.  اینقدر که حق دارم عصر چهارشنبه یک نشست 35 دقیقه­ای داشتم.  35 دقیقه تمام لبمو گاز می­گرفتم که جدی باشم و نخندم!! آخ آخ الان هم زبون می­زنم جای زخمش قلمبه زده بیرون.  از چهارشنبه تا حالا یاد بعضی از جمله­ها که می­افتم بی­اختیار خندم میگیره! الان حتماً خانواده گرامی فکر می­کنند بچه­شون خل و چل شد رفت