آخرای ساله و مشغول کارهای اداری آخر سال.

من کلا هیچ وقت آدم نمیشم.

دست و دلم به خونه تکونی نمیره. تقریبا هیچ کار نکردم. دلم میخواد تزم رو تموم کنم کل زندگیم رو تو همه جنبه هاش بتکونم. یک فنگ شویی اساسی.

رفتم یک تقویم العبد سال 95 گرفتم.

میرم خرید اما حوصله ندارم. هیچ چی نمیخرم. فقط نگاه میکنم. قبلا حوصله داشتم پول هم داشتم. بعد شد که حوصله داشتم پول نداشتم. حالا حوصله ندارم پول دارم...

فردا میرم تهران دفتر اموزش کارکنان. تو سیستم اداری آدم باید حضوری بره کارش رو انجام بده. اشتباه کردم صبر کردم خودش تو روال انجام بشه.

پسری امروز تا ساعت یک مهد بود. به خاطر چهارشنبه سوری تعطیلشون کردند. رفته خونه مادر بزرگش. اونجا همه جمع میشن.

زندگی آدمها چقدر امسال و پارسالش با هم فرق داره. خدا رو صد هزار بار شکر امشال زندگی من خیلی بهتر از پارسال زندگیمه. خدایا شکرت