سرگرم سر و کله زدن با نرم فزار رئوپلاس و رئوکلک و تصمیم گیری برای اینکه چه پارامترهایی رو بیارم و چه نمودارهایی رو بیارم که 44 تا فرمولم جا بشن و کمترین حجم رو داشته باشه.

من اصولا تو دور و اطرافم جز آدمهای باسواد طبقه بندی میشم، حالا که با دقت و موشکافی نشستم متن تز رو مینویسم از سوتی های خودم خجالت میکشم! اعتراف میکنم که تا همین چند روز پیش فکر میکردم تو میوه و سبزی اسیدیته همون اسیدیته قابل تیتره! ین دو سه روزه که تو بحر رئولوژی غوطه ورم با یک پارامتری یونانی سر و کار دارم که همیشه میخوندمش نوو، مثل موو که شکل ام نوشته میشه خوب این هم شکل ان نوشته میشه، من هم میخوندمش (پیش خودم البته :)) نوو. بعد هی تو محاسبات میدیدم یک اتا میخواد!! امرزو فهمیدم اونی که من میخوندمش نوو، اتا است!!! کلی خجالت کشیدم. خوب چی کار کنم من مجبور شدم اینها رو خودم یاد بگیرم، معلم نداشتم که تلفظ کنند برام:)

خلاصه بساطی دارم :)