از خودم عذر خواهی میکنم که مجبور شدم به افکارم و به رویدادهای خوب و بد زندگیم قفل بزنم. توان تحمل هیچ استرس جدیدی رو ندارم. نمیدونم شاید یک روز بیاد که دوباره همه این قفلها رو باز کنم. از اینکه اینجام، از اینکه هستم ناراحت نیستم. بارها گفتم من اینم با همه خوبی ها و بدیهام و این داستان زندگی منه، با همه خوبی ها و بدیهاش. سعی میکنم آدم خوبی باشم. گاهی تو جاده خوبیها قدم میزنم، گاهی به خودم تلنگر میزنم حواست باشه داری میری تو خاکی. سعی میکنم حواسم به شفاف موندن قلبم باشه. دلی رو نشکنم. حلال و حروم نکنم. کار مردم رو راه بندازم. پاداش خوبیهام لزوما خوبی نبوده. اما مرتب به خودم میگم تو خوب بمون. و این خوب موندن گاهی وقتها خیلی سخته.

مینویسم برای فردا. نه سال و نیمه که مینویسم. باز هم خواهم نوشت برای یادآوری به خودم. برای یادآوری تلاشهای نسل امروز...