خدا رو شکر این روزها روحیه ام خیلی خوبه.

صبح پسری با خوشحالی بیدار شد، پدرش رو دید و یک کم با هم بازی کردند و باباش براش کلی عطر زد و رفت. پسری رو بردم مهد. برگشتم تعمیرگاه. از هفته قبل انگار تسمه تایمش جا نیفتاده و ماشین خیلی سنگین میره. گفت یک خرده جا به جا شده چند روز مواظب باشید و چک کنید اگه باز بیاد اینور باید قرقره پایینش رو عوض کنیم. رفتم بیمارستان کسری پرینت شنوایی سنجی چند ماه پیش پسری رو گرفتم و برگشتم خونه. سفارش خرید یک گوشی سامسونگ گلکسی A5 طلایی رو به خواهر دوستم دادم. حدود یک میلیون میشه ولی دیگه جزو خرجهای ضروری شده. امروز ظهر میرم دنبال پسری میبرم خونه بابا اینها از اونجا یک آژانس میگیریم با برادرم میریم بیمارستان پارس برای شنوایی سنجی و برمیگردیم احتمالا ما شب برگردیم کرج. اونجا اصرار دارند که بمونیم. بریم ببینیم چی میشه.

خداییش کرج شهر نیست. با پیگیری های من از بهمن تا آخر خرداد طول کشید ما بتونیم یک ABR برای پسری انجام بدیم. اونهم که به نظرم انجام نشد مجبوریم تکرار کنیم و دوباره صد تومن بدیم. چهارشنبه زنگ زدم بیمارستان پارس درجا گفت شنبه بیارش امروز میریم و انشالله تکلیفمون یک سره میشه. زندگی تو تهران با زندگی تو کرج فرق داره! :)