برای فردا

وبلاگ برای فردا گزارشی است به نسل آینده ایران زمین. سندی است از تلاشهای نسل امروز برای ساختن فردایی بهتر

با پای خودم!

دیروز که برگشتم دیدم حالم خوب نیست. سردرد داشتم، سرگیجه و نفس تنگی. گفتم یک کم بخوابم شاید بهتر بشم. صبحش بد بیدار شده بودم. تا سه چهار ساعت نتونستم از جام بلند بشم. شب دیدم حالم بدتر شده . دو تا نبات داغ خوردم فایده نداشت. آقای همسر و پسری تازه اومده بودند. خیالم راحت بود که پسری پیش پدرشه. یک آژانس گرفتم رفتم درمانگاه جامع فاز 4 . خانم دکتر فشارم رو که گرفت با خنده گفت شما با پای خودت اومدی پیش من؟! فشارت هفته! بعد هم نمیدونم چی تو ناصیه من دیده بود که گفت خانم انسان ربات نیست که همیشه درست کار کنه، مواظب خودت باش. یک سرم و دو تا امپول داد گفت بده اینو برات بخرن. صبر کرد و پرسید اصلا کسی همراهت هست؟ گفتم نه. خودم اومدم. باز تعجب کرد و گفت ای بابا!! باشه برو اینها رو بخر و بیا. من فقط یک بار موقع تولد پسری سرم زده بودم. این اولین بار بود که میخواستم برم زیر سرم:)

خلاصه تا ساعت ده طول کشید که سرم تموم بشه و برگرده.

آدم وقتی مجبور باشه با فشار هفت و با پای خودش میره درمانگاه :)

  
نویسنده : برای فردا ; ساعت ۸:٠٦ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/٦/٢٠
تگ ها : شخصی
comment نظرات ()