پسرم!

همه ما دلبستگی داریم، همه انسانها وابستگی دارند. انسان بی دلبستگی، انسان بی وابستگی بی ریشه است. بی هویته. به جایی تعلق نداره. به چیزی امید نداره. خطرناکه. قابل اعتماد نیست.

فرقه بین دلبستگی و وارستگی. همه وارسته نیستند.

توی سه چهار ساله وارسته ای و دلبسته. دلبسته به پتوی نرم و ظریفت، دلبسته به ماشین کوچیک رنگیت، دلبسته به آدمکهات. دلبسته باش عزیزم.


من و امثال من دلبسته و وابسته ایم. به پولمون، به زیبایی مون، به خانوادمون، به کارمون، به دوستهامون، به شغلمون، به اموالمون، به تعریف و تمجیدهای دیگران، به آب، به خاک، به هوا، به تحصیلات، به هوش، به بالا بودن مدل خونه و ماشین و موبایلمون، به خیلی چیزهای دیگه.انسانه و وابستگی هاش.

ژست روشنفکری میگیریم برای هم و حرف از قطع دلبستگی میزنیم برای سبکبار شدن و سبکبال شدن و به پرواز در اومدن. توصیه اش میکنیم برای دیگران و اجراش میکنیم برای اونهایی که زورمون بهشون میرسه! برای اونهایی که ضعیف تر از ما هستند یا برای اونهایی که میخوایم ضعیف تر بشن. در حالیکه اگه ازمون بخوان خودمون از یکی از مظاهر دلبستگیمون بگذریم نمیتونیم. اگه ازمون بخوان همین الان ماشین بنزمون رو بفروشیم و پولش رو خرج یک کار خیر کنیم، دل دل میکنیم. اینکه ضرر مالی داره قابل درکه. فکر کن اگه همین الان ازمون بخوان به عنوان یک تلنگر به نفس خودخواه و خود بزرگ بین خودمون، بریم موهای بلند و خوشگل و تازه فر زده یا تازه مش کرده مون رو از ته بزنیم نمیتونیم. میدونی چرا؟ چون بهش دلبسته ایم. چون بهش وابسته ایم.

برو پسرم، برو خوش باش که دلبستگیت به یک ماشین کوچیک پلاستیکه رنگی رنگیه...