بدترین نوع فقر، فقر فرهنگی است. فقر فرهنگی یعنی خالی بودن قوه ی عقل و فهم. یکی از فقرهای فرهنگی را مورد بررسی قرار میدهیم. آیا میدانید علت نزول قرآن چیست؟

الَر کِتَابٌ أَنزَلْنَاهُ إِلَیْکَ لِتُخْرِجَ النَّاسَ مِنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّورِ بِإِذْنِ رَبِّهِمْ إِلَى صِرَاطِ الْعَزِیزِ الْحَمِیدِ﴿سوره ی ابراهیم آیه ۱﴾ الر - این کتابی است که بر تو نازل کردیم تا مردم را از تاریکیهای (شرک و ظلم و طغیان) به سوی روشنائی (ایمان و عدل و صلح) به فرمان پروردگارشان درآوری، به سوی راه خداوند عزیز و حمید.

فلسفه ی نزول قرآن نجات مردم از ظلمت هاست. نجات از سیاهی ها و تفکرات غلط تا هدایت شوند بسمت نور و بصیرت بسمت پروردگارشان. خداوند کلمه تاریکی را بصورت جمع آورده به این معنی که کج راه بسیار است اما نور فقط کلمات خداست. استفاده ی صحیح از این کلمات رو چگونه انجام میدهید. باید عمقی با این کتاب حرکت کرد و نه سطحی یا جوی. بکمک راهکارهای خدا یکی از تاریکی های بزرگ را انتخاب میکنیم و از هندسه مرد طلایی قضاوت که خداوند در قرآن آورده استفاده میکنیم:

وَهَلْ أَتَاکَ نَبَأُ الْخَصْمِ إِذْ تَسَوَّرُوا الْمِحْرَابَ ﴿سوره ص آیه ۲۱﴾ آیا داستان شاکیان هنگامی که از محراب (داود) بالا رفتند به تو رسیده است؟!

إِذْ دَخَلُوا عَلَى دَاوُودَ فَفَزِعَ مِنْهُمْ قَالُوا لَا تَخَفْ خَصْمَانِ بَغَى بَعْضُنَا عَلَى بَعْضٍ فَاحْکُم بَیْنَنَا بِالْحَقِّ وَلَا تُشْطِطْ وَاهْدِنَا إِلَى سَوَاء الصِّرَاطِ ﴿سوره ص آیه ۲۲﴾ هنگامی که (بی هیچ مقدمه) بر او وارد شدند و او از مشاهده آنها وحشت کرد، گفتند نترس، دو نفر شاکی هستیم که یکی از ما بر دیگری تعدی کرده، اکنون در میان ما به حق داوری کن و ستم روا مدار، و ما را به راه راست هدایت فرما.

این بحث بطور کلیدی بر روی این آیات پایه بندی شده. بهتر است فایل صوتی جلسه را برای درک بهتر توضیحات و دریافت توضیحات کامل دریافت نمایید. لینک در انتهای بحث.

آیات باقی این سوره:

این برادر من است نود و نه میش دارد، و من یکی بیش ندارم، اما او اصرار می‏کند که این یکی را هم به من واگذار! و از نظر سخن بر من غلبه کرده است. (داود) گفت: مسلما او با درخواست یک میش تو برای افزودن آن به میشهایش بر تو ستم کرده، و بسیاری از دوستان به یکدیگر ستم می‏کنند مگر آنها که ایمان آورده‏اند و عمل صالح دارند، اما عده آنان کم است!، داود گمان کرد ما او را (با این ماجرا) آزموده‏ایم، از پروردگارش ‍ طلب آمرزش نمود و به سجده افتاد و توبه کرد.ما این عمل را بر او بخشیدیم، و او نزد ما دارای مقام والا و آینده نیک است.

خطای حضرت داوود چه بوده؟ آیا متوجه آن شده اید؟ چرا در این ماجرا حضرت داوود بخاک افتاد و آزمون او چه بوده؟ چه خطایی کرده که بلافاصله توبه کرد؟


حضرت داوود بدون علم از صحبتهای نفر دوم قضاوت کرد. نکته ی بزرگ ماجرا این است که حضرت داوود از زاویه نظر یک نفر رای داد. خداوند این عمل را مردود اعلام میکند اما متاسفانه در جامعه ما این مشکل بسیار صورت میگیرد. قضاوت غلط و از یک زاویه دید.

خودتان را امتحان کنیم: تا کنون چقدر شده شخصی پیش شما آمده و تهمتی را درباره ی دیگری بیان میکند و شما بلافاصله تهمت او را پذیرفته اید؟ وقتی کسی به شما میگوید که: راستی شندیدی... اگر بپذیریم مرتکب اشتباه شده ایم. قضاوت غلط از یک زاویه باعث خسارات جبران ناپذیری است.

برای استفاده از مثالها و توضیحات گویا تر از فایل صوتی استفاده کنید...

درصورتی که صحبتی درباره ی شخصی چه آشنا و چه غریبه شنیدیم به هیچ وجه حق پذیرفتن آن را نداریم مگر آنکه از خود آن شخصی که صحبتی درباره ش شده بپرسیم وگرنه باید جلوی انتقال این بحث را بگیریم و حق انتقال بحث گفته شده را به هیچ وجه نداریم چه برسد که آن را بپذیریم...

إِنَّ الَّذِینَ جَاؤُوا بِالْإِفْکِ عُصْبَةٌ مِّنکُمْ لَا تَحْسَبُوهُ شَرًّا لَّکُم بَلْ هُوَ خَیْرٌ لَّکُمْ لِکُلِّ امْرِئٍ مِّنْهُم مَّا اکْتَسَبَ مِنَ الْإِثْمِ وَالَّذِی تَوَلَّى کِبْرَهُ مِنْهُمْ لَهُ عَذَابٌ عَظِیمٌ ﴿سوره نور آیه ۱۱﴾ کسانی که آن تهمت عظیم را مطرح کردند گروهی از شما بودند، اما گمان نکنید این ماجرا برای شما بد است، بلکه خیر شما در آن است، آنها هر کدام سهم خود را از این گناهی که مرتکب شدند دارند، و کسی که بخش عظیم آن را بر عهده گرفت عذاب عظیمی برای او است.

لَوْلَا إِذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ الْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بِأَنفُسِهِمْ خَیْرًا وَقَالُوا هَذَا إِفْکٌ مُّبِینٌ ﴿۱۲﴾ چرا هنگامی که این (تهمت) را شنیدید مردان و زنان با ایمان نسبت به خود (و کسی که همچون خود آنها بود) گمان خیر نبردند؟ چرا نگفتید این یک دروغ بزرگ و آشکار است؟!

لَوْلَا جَاؤُوا عَلَیْهِ بِأَرْبَعَةِ شُهَدَاء فَإِذْ لَمْ یَأْتُوا بِالشُّهَدَاء فَأُوْلَئِکَ عِندَ اللَّهِ هُمُ الْکَاذِبُونَ ﴿۱۳﴾ چرا چهار شاهد برای آن نیاوردند؟ اکنون که چنین گواهانی نیاوردند آنها در پیشگاه خدا دروغگویانند.

وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَرَحْمَتُهُ فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ لَمَسَّکُمْ فِی مَا أَفَضْتُمْ فِیهِ عَذَابٌ عَظِیمٌ ﴿۱۴﴾ و اگر فضل و رحمت الهی در دنیا و آخرت نصیب شما نمی‏شد به خاطر این گناهی که کردید عذاب سختی به شما می‏رسید.

إِنَّ الَّذِینَ یَرْمُونَ الْمُحْصَنَاتِ الْغَافِلَاتِ الْمُؤْمِنَاتِ لُعِنُوا فِی الدُّنْیَا وَالْآخِرَةِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِیمٌ ﴿۲۳﴾ کسانی که زنان پاکدامن و بیخبر (از هر گونه آلودگی) و مؤ من را متهم می‏سازند در دنیا و آخرت از رحمت الهی بدورند، و عذاب بزرگی در انتظارشان است.

خداوند میخواهد که چهار شاهد برای ادعای خود بیاوریم اگر خدا گواهی شخصی را برای پذیرفتن به شروطی مقید کند و ما از آن شروط بگذریم و رعایت نکنیم یعنی خدا از سطح خدا بالاتر دیده ایم..

خداوند میخواهد که هرچه میشنویم ابتدا درباره ش فکر کنیم نه اینکه بدون تفکر بخواهیم مطلبی را قبول کنیم..

یَا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَقُولُوا قَوْلًا سَدِیدًا ﴿سوره احزاب آیه ۷۰﴾ ای کسانی که ایمان آورده‏اید از خدا بپرهیزید و سخن حق و درست بگوئید.

إِذْ تَلَقَّوْنَهُ بِأَلْسِنَتِکُمْ وَتَقُولُونَ بِأَفْوَاهِکُم مَّا لَیْسَ لَکُم بِهِ عِلْمٌ وَتَحْسَبُونَهُ هَیِّنًا وَهُوَ عِندَ اللَّهِ عَظِیمٌ ﴿سوره نور آیه ۱۵﴾ بخاطر بیاورید زمانی را که به استقبال این دروغ بزرگ رفتید، و این شایعه را از زبان یکدیگر می‏گرفتید، و با دهان خود سخنی می‏گفتید که به آن یقین نداشتید، و گمان می‏کردید این مساءله کوچکی است در حالی که نزد خدا بزرگ است!

وَلاَ تَقْفُ مَا لَیْسَ لَکَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ کُلُّ أُولئِکَ کَانَ عَنْهُ مَسْؤُولًا ﴿سوره الاسراء آیه ۳۶﴾ و چیزى را که بدان علم ندارى دنبال مکن زیرا گوش و چشم و قلب همه مورد پرسش واقع خواهند شد

موقعی که حضرت علی علیه السلام را ضربت زدند بین برخی این بحث بود که مگر علی (ع) نماز میخوانده که در مسجد ضربت خورده!!!

متوجه این موضوع بشویم که چقدر این عمل در زندگی انسان تاثیر منفی گذاشته و شیطان چه قوی از این ترفند استفاده کرده...


چگونه از فقر فرهنگی قضاوت غلط و تهمت نجات پیدا کنیم و راهکار قرآنی آن چیست؟

1- با یک زاویه دید نگاه نکنیم (برای پذیرفتن مساله ای درباره ی یک موضوع باید تحقیق کنیم، اما تحقیق نباید بصورتی باشد که با تحقیق خود باعث منتشر شدن موضوعی که از آن اطمینان نداریم بشویم که لعنت بزرگی را نصیب خود کرده ایم... برای مثال اگر آبروی شخصی را که پیش ما برده اند باید با خود آن شخص صحبت کنیم. اما این کار ممکن است باعث مشکلات بیشتر شود.. پس حق پذیرفتن اینگونه صحبتها را نداریم...)

2- حرف طرف مقابل را که درباره ی او تهمتی شنیده ایم بشنویم.

3- حق پذیرفتن و قضاوت یک طرفه را نداریم

4- اگر انتقال بدهیم مطلبی را که راست بوده گناه کبیره غیبت و اگر دروغ باشد گناه بزرگتری است بنام تهمت..!

 

از این داستان کوتاه میتوان پندهایی گرفت:

پند سقراط در مورد شایعه پراکنی
زمانی که شایعه ای را می شنوید و قصد انتقال آن به دیگری را دارید بحث کوتاه فلسفی زیر را در ذهن خود مرور کنید:

در یونان باستان سقراط به دلیل خرد و درایت فراوانش مورد ستایش بود.

روزی فیلسوفی که از آشنایان سقراط بود، با هیجان نزد او آمد و گفت: سقراط می دانی؟ درباره ی یکی از شاگردانت چه شنیده ام؟

سقراط پاسخ داد: لحظه ای صبر کن! پیش از اینکه به من چیزی بگویی از تو می خواهم آزمون کوچکی را که نامش " سه پرسش " است پاسخ دهی.
مرد پرسید: سه پرسش؟سقراط گفت: بله درست است. پیش از اینکه درباره ی شاگردم با من صحبت کنی، لحظه ای آنچه را که قصد گفتنش را داری آزمایش می کنیم.

نخستین پرسش " حقیقت " است. آیا کاملا مطمئنی که آنچه را که می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟

مرد پاسخ داد : نه، فقط در موردش شنیده ام.سقراط گفت: بسیار خوب، پس واقعاً نمی دانی که خبر درست است یا نادرست.

حالا پرسش دوم: پرسش " خوبی و بدی " آیا آنچه را که در مورد شاگردم می خواهی به من بگویی خبر خوبی است؟

مرد پاسخ داد: نه، بر عکس…

سقراط ادامه داد: پس می خواهی خبری بد در مورد شاگردم که حتی در مورد آن مطمئن هم نیستی بگویی؟

مرد کمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.

سقراط ادامه داد: و اما پرسش سوم " سودمند بودن " است. آن چه را که می خواهی در مورد شاگردم به من بگویی برایم سودمند است؟

مرد پاسخ داد: نه، واقعا…

سقراط نتیجه گیری کرد: اگر می خواهی به من چیزی را بگویی که نه حقیقت دارد و نه خوب است و نه حتی سودمند است پس چرا اصلا آن را به من می گویی؟

 

منبع +