برای فردا

وبلاگ برای فردا گزارشی است به نسل آینده ایران زمین. سندی است از تلاشهای نسل امروز برای ساختن فردایی بهتر

قدرت خدا

فعلا به لطف و عنایت خدا چنان آسمون به زمین دوخته شده و زمین به آسمون که باورم نمیشه بعد از اون چند هفته بیخود که هیچ کار نمیتونستم بکنم میتونم بشینم و متمرکز بشم رو کارهام.

آقای همسر خیلی بهتر شده، بیشتر پیش ما میمونه و تا حالا دوبار ازش خواستم برامون ماست و نون و میوه و از اینجور چیزها که لازم داشتیم بخره، انصافا بهترینش رو خریده و آورده. با پسری بازی میکنه و میبردش بیرون. آقای همسر داره یک سال مرخصی بدون حقوق میگیره. پسری مهد قبلیش نمیره. هر روز صبح حاضرش میکنم با پدرش میرن بیرون صبحها همراه پدرش میره یک مهد خیلی خوب تو جهانشهر و عصرها میره گفتار درمانی تا حالا که دو روز اینجوری بوده. الان هم که جمعه است با پدرش رفتند خونه مادربزرگش و من بعد از جمع و جور کردن خونه و جارو و ظرف شستن و .... و شستن ایوان حیاط پشتی و جارو کردن ورودی در خونه و از اینجور کارها نشستم دارم رو مقاله ام کار میکنم. منتظرم استاد راهنمام یک تایید بدن که تا اینجا فرمت کلی کارم درسته یا نه تا ادامه بدم. یک سر زدم خبری نیست.

جالبه این وضع منو یاد آیات 2 و 3 سوره طلاق میندازه که هر کس به خدا توکل کنه خدا از جاهایی که فکرش رو نمیکنه براش روزی میرسونه.  راستی یادم اومد که چهارشنبه تو خونه نشسته بودم دیدم اس ام اس اومد که 9850000 تومن به حسابتون واریز شده. هر سه سال یک بار موعد سر رسید همه وامهای منه. یک دفعه چهار پنج تا وامم با هم پرداخت میشه.

 خدا رو شکر

  
نویسنده : برای فردا ; ساعت ٧:۱٤ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٤/٤/۸
تگ ها : شخصی
comment نظرات ()