برای فردا

وبلاگ برای فردا گزارشی است به نسل آینده ایران زمین. سندی است از تلاشهای نسل امروز برای ساختن فردایی بهتر

نامه به مدیر مهد

چهرشنبه که رفتم دنبال پسری ظاهرا گریه کرده بود. پرسیدم چی شده شلوغی کرده؟ به من گقتند خانم فلانی پسرتون پلو دوست داره امروز برنج خورد تا ساکت شد. گفتم میدونم که سالاد الویه دوست نداره ولی چون برنامه مهد بود گذاشتم. قرار شد از این به بعد برای پسری شکمو هر چی دوست داره درست کنم که بدخلقی نکنه. امروز نشستم یک نامه برای مدیر مهدشون نوشتم و براشون توضیح دادم معمولا چی باعث میشه پسری گریه کنه. فکر کنم اینجوری اونها هم به جای آزمون و خطا میتونند سریعتر دلیل گریه رو پیدا کنند هم اعصاب اونها خرد نمیشه و هم پسری راحت تره. نامه رو اینجا به یادگار میکذارم. چون اسم پسری توش بود یک اسم جایگزین گذاشتم اگه من میخواستم براش اسم انتخاب کنم علی یا آرش رو میگذاشتم.

 

به نام خدا

 

سرکار خانم و. عزیز

سلام، صبح­تون بخیر

ببخشید که تایپ می‌کنم، سرعت تایپ من بیشتر از نوشتنه! دیشب قبل از خواب داشتم با خودم فکر می‌کردم اداره یک مهدکودک با شهریه ماهی 195 هزار تومن برای 22 یا 23 روز در ماه با دادن صبحانه و میان وعده مقرون‌به‌صرفه است؟ سر و کله زدن با بعضی بچه­ها و پدر و مادرهای پرتوقعشون بماند! هر چی دو دو تا چهار تا کردم دیدم اینکه سودی براتون نداره، در واقع با احتساب هزینه‌ها، حقوق چندانی هم برای کارکنان­تون نمی­مونه و نتیجه گرفتم احتمالاً علاقه به بچه‌ها و شغل­تون اونقدر انرژی و انگیزه براتون ایجاد می­کنه که بخش مالی ماجرا کمرنگ میشه. داشتم با خودم فکر می‌کردم من چی کار می­تونم براتون بکنم؟ از هر پیشنهادی که برای همکاری داشته باشید در حد توانم استقبال می‌کنم. ولی اونچه که به فکرم رسید اینه که حداقل سعی کنم آرش زحمت کمتری براتون داشته باشه و خوش اخلاق و حرف شنو و شاد باشه. دارم ساعات خوابش رو تنظیم می‌کنم. آرش مهد رو دوست داره از دیروز چند بار کیفش رو آورده که بریم مهد. ظاهراً بعضی روزها بدقلقی و گریه می­کنه. طبق تجربه من آرش به چند دلیل گریه می­کنه که به ترتیب اهمیت به شرح زیر هستند.

1-     گرسنه است.

2-     تشنه است.

3-     حوصله‌اش سر رفته می­خواد بره بیرون.

4-     خوابش میاد.

5-     دلتنگه.

مورد اول و دوم خیلی مهم‌تر از موارد بعدی هستند. راه حل‌های پیشنهادی‌ام رو در ادامه می‌نویسم به این امید که پسری تو مهد هم خوش اخلاق باشه و خودش و شما رو اذیت نکنه.

1-     گرسنه است:

صبحانه: از بین صبحانه‌های مهد آرش به ترتیب نون و پنیر، نیمرو و عدسی رو دوست داره. کره مربا و حلوا شکری و فرنی و ... رو معمولاً نمی­خوره. نون و پنیر رو با چای شیرین می­خوره. حجم صبحانه‌اش حداقل چهار کف دست نان لواش یا سه کف دست نان تافتون و یک هشتم قالب پنیر سفید پگاه بزرگ یا یک ششم قالب پنیر سفید می ماسه. معمولاً نون را براش تو چای شیرین می‌زنم و چای رو با قاشق مرباخوری می­خوره. نیمرو و عدسی رو با روغن زیتون فرابکر بیشتر دوست داره. روغن زیتون بی­کیفیت هم نمی­خوره! J اگه به تعداد زیاد برای همه تهیه می‌کنید که هیچ چی. اما اگه تک تک تهیه می‌کنید می­تونم روغن زیتون رو براش بیارم و همین طور پنیر رو.

میان وعده اول: حوالی 9-9 و نیم میان وعده اول رو می­خوره که همون میان وعده معمول مهده.

میان وعده دوم: حوالی 11-11 و نیم میان وعده دوم رو می­خوره. فکر می‌کنم حذف این میان وعده است که باعث میشه آرش بدخلق بشه. میان وعده دومش معمولاً میوه، آب میوه یا شیره. یا همون میان وعده قبلی.  اگه این میان وعده اضافه برای مهد هزینه داره می­تونم براش تأمین کنم. خیار، موز، پرتقال و هندوانه رو بیشتر دوست داره.

ناهار: ساعت 12 و نیم تا یک ناهار می­خوره. من فکر می‌کردم ملزم به رعایت برنامه غذایی مهد هستیم و با اینکه می­دونستم یک سری از غذاها رو آرش نمیخوره براش می‌گذاشتم و ظاهراً گرسنه می­موند و پسر شکمو شلوغی می‌کرد. قرار شد هر چی دوست داره براش درست کنم. سعی می‌کنم یک غذایی نزدیک به برنامه غذایی اون روز براش درست کنم.

2-    تشنه است:

آرش معمولاً وقتی از مهد میاد تشنه است و اولین کارش خوردن یکی دو لیوان آب یا آب میوه است. پیشنهاد اینه که چند بار بهش با یک لیوان آب بدید و بعد اون لیوان رو یک جای مشخص بگذارید هر وقت تشنه­اش باشه خودش لیوان رو میاره و نشون میده که آب میخواد. اگه موافق باشید یک لیوان پلاستیکی براش می‌گذارم که گذاشتنش تو کلاس برای بقیه بچه‌ها خطرناک نباشه. علامت مشخصه تشنگی­اش اینه که سیاهی چشم­هاش کدر میشه!

3-    حوصله‌اش سر رفته میخواد بره بیرون:

اگه دو علت بالا مطرح نباشند نوبت به این مرحله میرسه. معمولاً اگه بتونیم با یک کار دیگه حواسش رو پرت کنیم اصرار نمیکنه.  من تو خونه یا باهاش بازی می‌کنم یا براش کارتون مورد علاقه‌اش رو می‌گذارم. یک سری کارتون داره به اسم با نی نی. در هر شرایطی حتی وقتی در حال نعره کشیدنه آرومش می­کنه. اگه مجاز باشیم می­تونم یکی دو تا از دی وی دی هاش رو براتون بفرستم. خونه ما و خونه مادر بزرگهاش ویلایی‌اند اینه که پسری عادت داره تو حیاط و باغچه و حوض و اینجور جاها بازی کنه و معمولاً در هفته دو سه بار میره پارک. گاهی با بیرون رفتن حالش خوب میشه.

4-     خوابش میاد: معمولاً بعد از ساعت 12 و نیم نمود پیدا میکنه و مهم‌ترین مشخصه‌اش اینه که غر میزنه و اصرار میکنه باهام بیا، پیشم باش یا بغلم کن!

5-     دلتنگه: آرش بسیار عاطفیه. هر وقت احساس کردید دلتنگه لطفاً بهم زنگ بزنید نهایت سعی‌ام رو می­کنم که خودم رو برسونم.

چقدر سخته که پسری نمی­تونه حرف بزنه. ما هم باشیم دلمون به درد میاد.

اگه من باید کاری بکنم برای اینکه آرش زودتر و بهتر با محیط مهد هماهنگ بشه و بیشتر در کلاس‌ها همکاری بکنه، استقبال می‌کنم.  از دقت، توجه، حوصله و مهربانی شما، خانم ق.، خاله ش. و کمک‌مربی‌های عزیز آرش بی‌نهایت سپاسگزارم.

 

با احترام

 
  
نویسنده : برای فردا ; ساعت ۱٠:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٤/۳/۸
comment نظرات ()