پدرم یک دفتر دارند که خاطرات گذشتشون رو برای من می نویسند. باید یک چیزی رو از تو کمدشون بر می داشتم آدرس دادند که کلید کمد جلوی آینه است بردار. در کمد رو که باز کردم دیدم همه نوشته هاشون رو مرتب کردند و رفتند و روی همه نوشته ها دو تا شعر بود. اولی این بیت بود:

عمری که اجل در پی او می تا

هر کس غم دنیا بخورد می بازد

 

و دومیش شعر الا ای همای همایون نظر....