دیروز من و پسری کرایه کشی کردیم!!! لبخند

دیروز داشتیم از شهرک میرفتیم سمت مهرشهر، سر چمن یک خانم و آقا ایستاده بودند که سوارشون کنیم، اول رد شدیم یک مقدار که رد شدیم عذاب وجدان گرفتم و دنده عقب اومدم سوارشون کردم، به خاطر اونها مجبور شدم مسیرم رو عوض کنم و برم سمت گلشهر. البته میدون معلم پیاده شدند و موقع پیاده شدن یک ده تومانی دادند به پسری و گفتند که عیدی پسرتون! از من اصرار که اقا، خانم من دلم خواست برسونمتون این چه کاریه؟ اونها هم گفتند که شما کرایه حساب نکن عیدی پسرته و رفتند و به این ترتیب ما دو تا با اون دک و پز و یک پرشیا کرایه کشی کردیم، از راه که رسیدیم رفتم سوپر و با ده تومنیم! خرید کردم. بعد هم به رئیس امور اداریمون اس ام اس زدم که من و پسری امروز از طریق کرایه کشی درامد زایی کردیم، حالا هی شماها حکم افزایش حقوق ما رو نزنید. اول فکر کردند شوخی میکنم. بعد که دیدن جدی میگم، گفتند خانم من رو خانواده متعصبم!!! لطفا دیگه کرایه کشی نکنید فردا یک جلسه با نماینده های سازمان داریم تصمیم میگیریم که اضافه حقوق شامل دانشجوها هم میشه یا نه. امروز اس ام اس زدند که موسسه با مسئولیت خودش احکام شما سه نفر رو هم میزنه. لطفا دیگه نرید کرایه کشی !!تعجب