این روزها تو سازمان ما همه جا بحث وزیر است و احتمال استیضاح مجدد و ....

نمی دونم چرا با این اوضاع بی اختیار یاد دعوای آقای دکتر دادکان و آقایان علی آبادی و مصطفوی می افتم. دیدین چه طور آقای دادکان اونها رو از این همه منم منم به غلط کردم انداختند؟!  به نظر من الان آقای وزیر دارند چوب دعواشونو با آقای مهندس کشاورز می خورند. البته این برداشت شخصی منه و شاید اصلا درست نباشه. اما وقتی وزیر محترم جزو افتخاراتشون می گویند که یک فوق لیسانس آبیاری را از مدیریت بزرگترین مجموعه تحقیقات کشاورزی برداشته اند و یک دکترای ژنتیک را جاشون گذاشتندُ باید فکر این جاها رو هم می کردند.  سیستم وزارت کشاورزی سابق سیستم خاصی است. یک هزار توی به تمام معنا است و به این سادگی نیست که یکی از در بیاد بگه محققین مفت خورند!!!  یا بخواهد زحمات کسانی مثل مهندس کشاورز را که سالها در این سیستم استخوان خرد کردند نادیده بگیره. به نظرم بهتره آقای وزیرمون کوتاه بیان و وضع رو از اینی که هست بدتر نکنند. اون ۵۴ تا امضایی که دیدیم مال اشخاص عادی و ناآگاه نبودند. هر کدوم در رشته خودشون یلی هستند و اگه آقای وزیر بخواهند با شیوه فعلی شون به تهاجم بپردازند فکر نمی کنم از این مهلکه جون سالم به در ببرند.  اینها دیگه کسی نیستند که به شوخی درخواست سکه عیدی داشته باشند! یا امضا کنند و بعد به دلایل نامعلوم!! امضاشونو پس بگیرند.

و نتیجه نهایی از این مجادله اینکه سیاستمداران و متولیان امور هیچ وقت نباید به صاحبان علم و فن بی توجه باشند یا به اونها توهین کنند چون بالاخره علم و منطق و استدلال برتر از هر پول و ثروت و قدرت و زور و ارعاب است! شبیه انشای علم بهتر است یا ثروت شد