برای فردا

وبلاگ برای فردا گزارشی است به نسل آینده ایران زمین. سندی است از تلاشهای نسل امروز برای ساختن فردایی بهتر

رئومتری

این هفته برای آزمونهای رئومتری نوسانی رفتم انستیتو. همکارهای انستیتو خیلی خوب و مهربون و صمیمی باهام برخورد میکنند و وسط کارهاشون جا باز کردند تا من بتونم این 40 تا تیمار رو برای سنجش 'G و ''G و ... ببرم پیششون. سوله صنایع غذایی راه افتاده و فریز درایر و اسپری درایر و رئومتر و پارتیکل سایز آنالایزر و چند تا دستگاه دیگه دارند. یک بافت سنج هم دارن میخرن. دستشون درد نکنه. این آزمون رو هم که انجام بدم تقریبا این فاز از کارم تموم میشه و باید بشینم برای جمع بندی و انالیز آماری و مدلسازی و آماده شدن برای سمینار یک. از استادهای جدید خیلی هاشون رو نمیشناسم یا اگه میشناسم به بدی  میشناسم. خداییش استادهای زمان ما زمین تا آسمون با الان فرق دارند. کارم تو انستیتو راه افتاد اما ای کاش نمیرفتم. میدونستم اگه برم اونجا اوضام به هم میریزه اما مجبور بودم. خیلی خاطره برام زنده شد و دوباره وضع روحیم به هم ریخته. دوشنبه تمام اتوبان تهران کرج رو گریه کردم . نمیدونم چرا. دلم گرفته بود. خیلی بد. الان هم دارم گریه میکنم. نمیدونم چرا اینقدر حساس شدم و الکی اشکم درمیاد. شاید به خاطر فشار کاری و عاطفی زیادیه که تحمل میکنم.


 

  
نویسنده : برای فردا ; ساعت ٤:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٩/٥
تگ ها : شخصی
comment نظرات ()