برای فردا

وبلاگ برای فردا گزارشی است به نسل آینده ایران زمین. سندی است از تلاشهای نسل امروز برای ساختن فردایی بهتر

یک یا علی

یک کار اداری بود که 5-6 سال بود باید انجام می دادم و نداده بودم. مثل بختک تو زندگیم بود. هر روز و هر ساعت بهش فکر می کردم و نگران انجام نشدنش بودم. جالبه که بخش عمده اش رو انجام داده بودم. یک خرده کاری آخرش رو می خواست و جمع بندی نتایجی که تو این سال ها هی یواش یواش جمع کرده بودم و هرکدومش یک طرفی بود. نشستم هفته پیش یک هفته تمام روش کار کردم و تموم شد. پدرم دراومد برای انجامش و کفرم دراومد که چرا این همه مدت انجامش نداده بودم.  یک نفس راحت کشیدم. اول می خواستم فقط کار انجام شده باشه. همکارام تو اداره گفتند که این همه زحمت کشیدی بذار تو روندش ثبت هم بشه. هیچ مشکلی نداره. نمی دونم انشاالله که به خوبی و خوشی تموم بشه. بار بزرگی رو دوشم بود به خاطر یک یا علی گفتن مونده بود. خدا رو شکر

  
نویسنده : برای فردا ; ساعت ۱:۳۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/۸/٢٧
تگ ها :
comment نظرات ()