برای فردا

وبلاگ برای فردا گزارشی است به نسل آینده ایران زمین. سندی است از تلاشهای نسل امروز برای ساختن فردایی بهتر

آقای همسر و خانواده اش

خدا رو شکر کار آقای همسر تو دانشگاهش درست شد و مشکلی که پیش اومده بود برطرف شد. خودش که چیزی نگفت اما حکم کارگزینی جدیدش رو گذاشته بود رو جاکفشی. خوبه مشکلات که حل میشن آدم خوشحال میشه.

تو این سه چهار ماهه اخیر خانواده آقای همسر کمر همت رو بستند و حسابی به کمک من اومدند تا وقت من ازاد بشه و بتونم جبران عقب موندگی هام رو بکنم. به خصوص برادر اقای همسر که رابطه خیلی خوبی با پسری داره. قبلا همش استرس داشتم که زود برگردم. مادر اقای همسر هم سنی ازشون گذشته و براشون سخته نگهداری پسری و البته خودشون هم پرمشغله ان و سرشون رو به مسافرت و رفتن استخر و دوره با دوستان و پیاده روی با همسایه ها و .. گرم کردند. الان میتونم با خیال راحت پسری رو برای ساعتهای بیشتری پیش مادربزرگ و عموش بگذارم. مادربزرگش هم بیشتر تو خونه میمونن و با کمک عموش و بعد از ظهرها هم با اومدن آقای همسر خیلی خوب بهش میرسن از نظر غذا و خوراک و محبت و گردش و تفریح و ... همه چی خوبه. آقای همسر پسری رو خیلی دوست داره، اونقدر با شادی و محبت باهاش بازی میکنه که آدم حسودیش میشه :). یک روز در هفته هم میره پیش خانواده عمه اش و به قول خودشون خونه اونها رو روشن و شاد میکنه. اونها هم خیلی دوستش دارند.

خدا رو شکر

  
نویسنده : برای فردا ; ساعت ۱٢:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٦/۱٦
تگ ها : شخصی
comment نظرات ()