از صبح مشغولم ببینم میتونم یک جایی رو پیدا کنم که برام تستهای تریبومتری رو بزنند. انجام تستهای تریبولوژیکی تو صنایع غذایی مبحث جدیدیه. تریبولوژی در واقع علم وتکنولوژی است که در مورد سطوح در حال حرکت و کنش و واکنشهای اون بحث میکنه. در واقع در مورد سایش، اصطکاک و روانکاری(لوبریکنتی) مواد. اول زنگ زدم شرکت وارش شیمی بهار که نماینده آنتون پار در ایران هستند پرسیدم کسی هست تو ایران که این تجهیزات جانبی رو برای رئومتر هاش خریده باشه؟‌(Anton Paar MCR Tribology Attachment) خانمی که باهام صحبت کردند خیلی هم وارد بودند و گفتند که نه تا حالا کسی نخریده. و یک مقدار صحبت درباره جاهایی کردیم که رئومتر رو خریدند مثل فنی تهران و انستیتو تغذیه و .. تلفن دکتر کفاشی دانشکده مهندسی شیمی دانشگاه تهران رو هم دادند، قرار بود نمونه هام رو برای ویسکوزیته استاتیک و دینامیک ببرم پیششون. زنگ زدم از دکتر کفاشی هم وقت گرفتم و هماهنگ کردم هر ساعت کار با دستگاه 50-60 هزار تومن. گفتند هزینه اش یک چیزی حدود یک میلیون میشه برای نمونه های من. مجبورم بدم دیگه J

زنگ زدم آزمایشگاه فارماسیوتیکال نانوتکنولوژی، دانشکده داروسازی دانشگاه تهران برای میکروسکوپ هم کانون لیزری. یک خانم پر حوصله و مودبی گفتند به سختی از بیرون نمونه میگیریم. هزینه تهیه هر لام صرفنظر از اینکه خوب در میاد یا نه، لامی 250000تومنه. این یکی رو دیگه باید بی خیال بشم. و البته راهنمایی کردند که انستیتو پاستور هم داره و اینکه عکسهاش خیلی فرقی با میکروسکوپ فلوئورسانس معمولی نداره فقط تصویر سه بعدی میده و میتونه شدت رنگ رو به صورت کمی نشان بده.

یک مقدار سعی کردم تو دانشکده مهندسی مکانیک و شیمی پردیس فنی تریبومتر پیدا کنم. این دفتر تلفن پردیس ها خیلی محشره واقعا کمک کننده بود اما همه شون گفتند نداریم. نتونستم با انستیتو مهندسی نفت صحبت کنم. ظاهرا یک بازدید داشتند و هیچ کدوم از آزمایشگاههاشون تلفن جواب نمیدادند.

یک سرچ دیگه کردم رسیدم به دو تا اسم؛ دکتر مهدی رزاقی کاشانی دپارتمان مهندسی پلیمر دانشکده شیمی دانشگاه تربیت مدرس که یک دستگاه تریبومتر برای پلیمرها هم خودشون و تیمشون طراحی کرده بودند و ساخته بودند. زنگ زدم به ایشون گفتند که احتمالا ماست رو نمیشه از نظر ضریب اصطکاک مستقیم بررسی کرد چون ضریب اصطکاک بین دو جسم جامد تعریف میشه و باید از جنبه لوبریکانتی بررسی کنیم و در این حالت هم مهمه که بین کدوم دو تا سطح قرار میگیره. پیشنهاد دادند که جنس دو تا سطح رو بررسی کنم مثلا شاید بشه یک سطح رو از جنسی گرفت که شبیه سقف دهان باشه و یک سطح رو از جنسی که شبیه جنس زبان باشه و قرار شد شرایط تهیه چنین پلیمری رو برای اونها و طرز قالب زدنش رو بررسی کنم. والا نمیدونم چی کار کنم. تز خودم اونقدر وسیعه که به قول استاد راهنمام مثل اینه که دارم با یک قایق پارویی میرم تو اقیانوس!!! اینقدر کار دقیق نمیخوام. یک تریبومتر میخوام چند تا آزمون تکمیلی هم بزنم باهاش. ولی ایده جالی بود. اسم دومی که پیدا کردم. دکتر حمید قاسمی منفرد بود که مسئول آزمایشگاه تریبولوژی دانشکده متالورژی و مهندسی مواد دانشگاه تهران هستند، هر چی زنگ زدم امروز نبودند، فردا دوباره تلاش میکنم.

به قول همکارمون امروز اومدم لابراتوار. دیروز هم اینجا مشغول آسیاب و الک کردن مواد بودم هر کار کردم از مش 20 رد نشدند، مش 18 جواب میده. امروز هم دو تا ماده دیگه ام رو درست کنم. دیگه کاری با مواد ندارم. امروز فرم های ارزیابی حسی رو هم درست میکنم.

فردا بالاخره اگه خدا بخواد قراره پروژه بافت سنجی دانشکده انجام بشه و از اون شرکت انگلیسیه بیان رو دستگاه ببینن اشکالش چیه، درستش کنن.

کلاس متلبمون جای شنبه تا سه شنبه این هفته سه شنبه تا پنج شنبه برگزار میشه چون بیست و دومین کنگره صنایع غذاییه یک عده میخوان برن کنگره. باید بشینم مطالب کلاس رو هم بخونم و خودم رو به کلاس برسونم.

راستی!! بالاخره پودر آلبالو رو برام خریدن. دختر عموی آقای همسر یک روز قبل از اومدنشون از انگلستان کلی تلاش کردند بتونن بخرن، نتونستن اما یکی از دوستای همسرشون به زودی میاد ایران، فعلا برام خریدن و منتظریم که مسافرشون بیاد. خیلی خوب شد. البته خرید از انگلستان واقعا گرون تر از آمریکا بود سه بسته یا چهار بسته نیم کیلویی هر کدوم 56 پوند. وای یک و 600 یا 700 هزار تومن حداقل قیمتشه. البته اگه میخواستم از آمریکا بخرم خودش از نصف این قیمت هم کمتر بود ولی باید هزینه پست میدام به یک کشور دیگه و از اونجا به ایران شاید همین حدود در می اومد. خدا رو شکر که این رو هم خریدیم. نمیدونم تا حالا چقدر خرج این پایان نامه شده. چشم دانشگاه روشن که 960 هزار تومن داده همه این کارها رو بکنیمJ

رئیس موسسه رئیس بخشمون رو خواستند و مشکل موسسه حل شد. دیگه میتونم با خیال راحت برم موسسه و کارهام رو انجام بدم. باید یک زمان بندی و مدیریت کار و زمان بکنم ببینم چه طور میتونم تو اون روزهای زدن تیمارها همه کارها رو با هم انجام بدم و کدوم قسمتها کجا انجام بشن. میخواستم کارم رو تو دو  بلوک انجام بدم، دیدم دو تا بلوک میشه یک 10 تا یک 11 تا تیمار، سه تا بلوک فوقش بشه 7-8 تا تیمار در هر روز. که خیلی فرقی از بابت زمانی که میبره نمیکنه به خصوص که باید تهران هم برم. دانشکده برم. موسسه هم برم. با فرض اینکه روز قبل ماست رو گرفته باشم. دست هم اتاقی هام درد نکنه. گفتند هر کاری لازمه ما انجام بدیم، انجام میدیم خیالت راحت باشه. این دلگرمی بزرگیه.

برای میکروسکوپ و سنجش اندازه ذرات هم یک فکری بکنم بد نیست. کاش میشد با میکروسکوپ موسسه کار کنم. یک میکروسکوپ خیلی خوب داریم، اما کسی جرات نمیکنه بهش دست بزنه. اصولا در شکستن این قبیل سدها و تابوها من پیشقدمم ولی الان اونقدر بدبختی دارم که دنبال یک جدیدش نمیتونم برم.:) ببینم چی میشه.