برای فردا

وبلاگ برای فردا گزارشی است به نسل آینده ایران زمین. سندی است از تلاشهای نسل امروز برای ساختن فردایی بهتر

مهارت :)

پنج شنبه ای با پسری رفته بودیم تهران، موقع اومدن تو گاراژ جلوی در دو تا ماشین پارک بود و مامانم از بالا دیده بودند که ماشین اومد تو اما راننده اش رو ندیده بودند، پرسیدند کی راننده بود؟ برادرت؟ گفتم نه من بودم. باورشون نشد. گفتند واقعا تو ماشین رو اونجوری چرخوندی و آوردی تو؟!!

ما اینیم دیگه! چشمک

  
نویسنده : برای فردا ; ساعت ٥:۳٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/۳۱
تگ ها : شخصی
comment نظرات ()