نمیدونم چرا فکر می کردم استاد راهنمام رفتند فرانسه، یک ایمیل زدم که کی برمی گردید گفتند که هنوز نرفتند، جمعه صبح میرن.

چهارشنبه قرار بود بالاخره قیف و قیر و مامور و کبریت همه مایحتاج آماده باشه تا تو این جهنم مسلمونا بافت سنج گروه رو راه بندازیم. هی منتظر شدیم که از انگلیس بهمون یک کد بدن تا ساعت 1 بعد از ظهر طول کشید و خبری نشد، نمایندگی شون بالاخره گفت که متأسفانه الان تعطیلات تابستانه انگلیس شروع شده و اونها تا 27 آگوست نیستند. وای اگه این مردک بی مسئولیت (مسئول کامپیوتر گروه) یک هفته ده روز پیش کامپیوتر رو وصل می کرد به اینترنت این همه کارمون عقب نمی افتاد. چاره ای نیست باید صبر کنیم و ببینیم چی میشه. خداییش کار تو گروه خیلی کند و بد پیش میره. اونقدر اون روز سر وصل کردن یک کیس به اینترنت اذیت شدم که تا دو روز بعدش مریض شدم و نمیتونستم از خونه بیام بیرون :( یک درخواست مجوز برای حضور در ساعات غیر اداری گرفتم. فکر می کردم لازم نباشه اما اینجوری که تو گروه کار میکنند عملا از 9-9.5 کار شروع میشه تا 2-2.5. حتما مجوز رو لازم داشتم. شنبه میرم پیگیری کنم.

قرار بود عصر چهارشنبه برم مرکز تحقیقات ژنتیک پیش یک خانم دکتری که می گفتند با دیزاین اکسپرت کار کردند، بعد از اینکه دو هفته طول کشیده وقتی فیکس بشه و در جواب ایمیلم نوشته بودند از شما به عنوان یک دانشجو انتظار میره که راهنمای برنامه رو بخونید و یاد بگیرید سبز و ... هی دل دل کردم قرارمون رو کنسل کنم یا دل دل کردم بنویسم خانم دکتر جان وقتی براتون مینویسم من هیات علمی ام، نظر متخصصین آمار stat-ease رو میفرستم، نظر چند تا استاد خارجی رو میفرستم که قبل از جلسه در جریان باشید، بدیهیه که اولین قدم برام خوندن راهنمای برنامه بوده!!! اما به خاطر آقای دکتری که ایشون رو معرفی کرده بود مجبور شدم هیچ چی نگم. چهارشنبه صبح به معرفمون زنگ زدند که یک جلسه فوری غیر منتظره پیش اومده و نمیتونند بیان. دیگه با توجه به مذاکرات قبلیمون مطمئن شدم که مشکل این بنده خدا اینه که خودشون هم مسلط نیستند و میترسند که همچین مسئولیتی  تو یک تز دکترا قبول کنند.  با استاد راهنمام صحبت کردند 20 تا ران رو طرحهای مخلوط و اپتیمال چک کردیم و قبول کردند. اینکه ماست رو ماست همزده از پگاه بخریم قبول کردند  و خلاصه یک سری موارد دیگه رو چک کردیم. تو هفته آینده پیش تیمارهام رو میزنم و با مراکزی که باید نمونه ببرم هماهنگ میکنم. انشاالله بعد از 27 آگوست کار اصلی رو رو فرمول اولم انجام میدم. 

همچنان نگران پودر آلبالو هستم گریه محصول فصلیه و تلاشهای من برای تهیه پودر یا خشک کردن کامل آلبالو به نتیجه نرسیده.

هنوز تکلیفم کامل با موسسه هم مشخص نیست. همکارام بهم قول دادند که هر کمکی از دستشون بربیاد انجام میدن. دستشون درد نکنه تو این شرایط واقعا باعث دلگرمی اند اما دلم میخواست مشکلی حداقل با موسسه نداشته باشم.

باید تو هفته بعد با شرکت ادونیس دارو و دامپزشکی دانشگاه تهران و با دکتر کفاشیان تو دانشکده فنی برای آزمونهای نوسانی و با موسسه و با آزمایشگاههای گروه هماهنگ کنم.

دیروز مسئول سمینارهای دکترا برام ایمیل زدند که تاریخ سمینار 1 پایان نامه من تو آذر تعیین شده. انشاالله تا اون موقع بتونم هر دو تا فرمولم و فرمولها بعلاوه گیاهان دارویی رو زده باشم و بتونم نتایجش رو ارائه بدم. خیلی خوب میشه.