روز 5 شنبه ساعت حدود 10 صبح بودم که راه افتادم اول رفتم تجریش پیش خودم گفتم می­رم تجریش پارک می­کنم اگه جنس خوبی پیدا کردم می­خرم و بر می­گردم یا همون جا پارک می­کنم با اتوبوس می­روم و بر می­گردم. چشمتون روز بد نبینه مگه ساعت 11 صبح روز 5شنبه بین دو تا عید قربان و غدیر و قبل از شروع شدن ماه محرم و البته در روزهای اول ماه که همه کارمندان حقوق گرفتن مگه می­شد تو تجریش جای پارک پیدا کرد.  خواستم برم تو کوچه رو­به­روی فروشگاه فرهنگ پارک کنم اونقدر شلوغ بود که مجبور شدم همون اول کوچه دور بزنم و برگردم تو خیابون ولیعصر.  بعد تمام خیابان ولیعصر تا جلوی پارک ساعی رو تو ترافیک بودم. خوشبختانه 150 تومان خرج برداشت تا یک جای خوب از این خط کشی های طرح پارکبان پارک کنم.  من از سالها پیش می­دونستم که مانتوسرای بلوچ جای خوبیه برای خرید مانتو به خصوص وقتی حراجی میزنه.  اما این دفعه دیگه به عینه دیدم.  وارد که میشی دنیایی از رنگه.  ردیفهایی از انواع و اقسام مانتو و کت شلوار و پالتو و شنل و بارونی و ... موج می­زنه.  حق انتخاب زیادی داری و لباسها واقعا شیک دوخته شده بودند.  نکته جالبش این بود که چند تا خانم بودند که با خیاطی هم آشنا بودند و وقتی لباسی رو پرو می­کردی بهت می­گفتند که کجای لباس نیاز به اصلاح داره تا دقیقاً اندازه شود و علامت می­زدند که مثلاً یک ساسون را باید بگیرند یا قد لباس را کوتاه کنند یا تنگ و گشادش کنند.  می­تونستین سفارش بدین که مانتو یا کت رو اندازه­تون کنند و بعد از دو سه روز بیایین ببریدش.  نکته جالب دیگه این بود که اتاق پروشون تقریبا سالن پرو بود! اتاقهاشOpen  بود!! شاید برای اینکه مانتوهاشون دودر نشن! و علاوه بر دو تا خانمی که تو این سالن پرو نشسته بودند فروشنده­ها هم همراهتون تو می­اومدند و اگه لازم بود مثلا یک سایز کوچکتر یا بزرگتر را هم پرو کنین براتون می­آوردند.  البته اونقدر ماهر بودند که با یک نگاه حتی از روی مانتو هم سایزتونو حدس می­زدند.  در چنین فضایی یک دست کت شلوار کرپ ابتیاع کردم به قیمت 58500 تومان که خیلی مناسب بود.  می­دونین قیمتش رو برای چی نوشتم ؟  چند وقت پیش داشتم خاطرات روز اول دانشگاه رفتنم را می­خوندم دیدیم نوشتم که باید از پارک وی تا میدون ونک رو با اتوبوس شرکت واحد رفت چون کرایه تاکسی­هاش خیلی گرونه و واقعا مقرون به صرفه نیست که هر بار برای این مسیر 20 تومان داد!!!  20 تومن الان برای همین مسیر حداقل باید ده برابرشو بدین بلکم بیشتر.  خلاصه مانتو خوبی پیدا نکردم البته خانم فروشنده نظرش این بود که روی کت به این بلندی (یک وجب بالای زانوم بود) دیگه چیزی نمی­پوشند.  راه افتادم بیام سمت ونک.  در مسیر شمال به جنوب خیابون ولیعصر بودم و البته در ترافیک.  می­دیدم که ماشینها همشون رو خط ممتد اون هم دو تا خط ممتد دور می­زدند پیش خودم می گفتم آی آی آی اینجا جای دور زدنه!! نمی­دونم چرا یک دفعه وجدان شهرنشینی و فرهنگ ترافیک و از اینجور جور چیزها فوران کرده بود و می­خواستم حتماً یک خط منقطع پیدا کنم و دور بزنم. آخرش پیدا کردم و رفتم داخل یک کوچه که توش دور بزنم دیدم تهش یک بلوار یک طرفه است و نزدیک آرژانتینم. این بود که وسوسه شدم برم شهروند میدون آرژانتین.  رفتم قسمت پوشاک دیدم ظاهراً یک تخفیف ویژه در فاصله دو عید قربان و غدیر دارند.  بگذریم کلاٌ جز چند تا خرد ریز که مدتها می­خواستم بخرم و وقت نمی­شد عایدی دیگه­ای نداشتم.  فقط فهمیدم که من در خرید کردن خیلی خیلی بی­تجربه­ام.  وحشتناک بی دست و پام!  6 بار طول و عرض فروشگاه رو طی کردم برای خرید 4 تا جنس الکی، نمی­دونستم از کجا باید چرخ دستی بردارم کلی دنبال جاش گشتم دیدم باید از یک در دیگه می­اومدم و چرخها بیرون فروشگاهند و خلاصه تا من بخوام آدم بشم صد سال طول می­کشه! در باب اینکه موقع خرید کردن چه قدر کلاه سرم می­گذارند که دیگه چیزی ننویسم بهتره.  عجیبه که در خریدهای کلان مثلاً تلویزیون، دوربین، خونه، زمین و از اینجور موارد خیلی واردتر و موفق ترم تا خرید یک کیلو میوه! باعث شرمندگی. من حتی نمیتونم یک دست لباس بی عیب و نقص بخرم. حوصله صد بار پوشیدن و در آوردن و ست کردن و... ندارم.  وای وای وای چونه زدن هم اصلا بلد نیستم. هر چی بگن می­گم چشم اینه که مجبورم موقع خرید یکی رو هم با خودم ببرم که برام تخفیف بگیره.  خوب از فروشگاه شهروند که در اومدم رفتم ونک و یک کیف مزخرف مجلسی به قیمت 7000 تومان و یک کفش ساده به قیمت 16000 تومان در ظرف 10 دقیقه خریدم و اومدم اختیاریه.  رفتم آرایشگاه و 6500 تومان دادم موهامو کوتاه کردم و تا برگشتم خونه شد ساعت 5/5.  عصر اون روز به استحمام و پوشیدن لباسهای نو و اظهار نظر بقیه و جستجو برای پیدا کردن یک روسری مناسب و از این جور کارها گذشت.